نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٧٤ - كلام خداوند متعدد است
كه او حروف و صداهاى شنيدنى را ايجاد مىكند و آن صداها و حروف، به اجسام جامد قائم هستند (ظاهرا آن اجسام جامد سخن مىگويند) همان گونه كه خداوند با موسى از درخت سخن گفت و حروف و صداهايى در درخت ايجاد كرد.
اشعريان با خرد خود و تمام مردم جهان به مبارزه برخاستهاند و براى خدا كلامى را فرض كردهاند كه نه خود معناى آن را مىفهمند و نه ديگران. اين قوم چيزى را كه حتّى قابل تصور نيست، چه رسد به استدلال و اثبات، فرض كردهاند و بر آن پاى فشردهاند.
بطلان چنين فرضى روشن است. با اين همه مىگويند كلام نفسى از ما صادر مىشود يا در ماست. ما سخن ايشان را در نمىيابيم، خود نيز!
كلام خداوند متعدد است
با آنچه گذشت دانسته مىشود كه معنى كلام، حروف و صداهاى شنيدنى است و اين حروف شنيدنى، سخن فهميدنى و كلام مفهوم را تشكيل مىدهند البته به شرط آنكه ترتيب جاى گرفتن آنها به يكى از گونههايى باشد كه در يافتن و فهميدن به آن حاصل مىشود يعنى، خبر، امر، نهى، استفهام، تنبيه (تمنى، ترجى، تعجب، قسم، ندا) باشد. سخن فهميدنى جز در يكى از اين اقسام تحقق نمىيابد.
كسانى كه به قدم كلام خدا معتقد هستند، نظرات گوناگونى دارند. برخى از ايشان برآنند كه سخن خداوند يكى است و با انواع مختلف كلام تفاوت دارد و گروهى ديگر گفتهاند كه سخن خدا متعدد است[١]. كسانى كه وحدت كلام حق را پذيرفتهاند با همه خردمندان دشمنى ورزيدهاند زيرا چيزى را موجود دانستهاند كه نه خود آن را تصور مىكنند و نه مخالفان آنها. كسى كه براى خداوند صفتى را اثبات كند كه قابل تعقل و تصور هيچ كس نيست چگونه مىتواند امام و پيشواى مردم قرار گيرد و حاكم شرع باشد؟
[١]. كسانى كه به تعدد و قدم كلام، توأما عقيده دارند، كراميه و حنابلهاند. برخى از حنبليان از سر نادانى تا آنجا پيش رفتهاند كه حتّى جلد مصحف را نيز قديم دانستهاند. اما كسانى كه قائل به وحدت در كلام حق هستند، بقيه اهل سنتاند. بنگريد به: شرح تجريد قوشچى ص ٢٥٤، شرح عقايد و حاشيه كستلى ص ٨٩، ٩١.