نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٤١ - باطل بودن كسب
برخى از آنها گفتهاند، كسب اين است كه بنده تصميم به ايجاد فعلى مىگيرد و خداوند آن را به وجود مىآورد يا چنين تصميمى نمىگيرد و خداوند فعل را ايجاد نمىكند.
عادت خداوند بر اين قرار يافته كه پس از گزينش بنده، فعل را- به حسب گزينش او- ايجاد كند.
نظر دوّم در ماهيت كسب اين است كه خداوند فعل را ايجاد مىكند بىآنكه بنده در آن تأثيرى داشته باشد، اصل فعل از خداست اما انسان در وصف فعل (طاعت يا معصيت بودن آن) مؤثر است. اينكه فعل طاعت يا معصيت باشد از بنده است.
رأى سوم آن است كه كسب، دركشدنى نيست و با خرد دريافته نمىشود اما از سوى بندگان تحقق مىيابد[١]. اين پاسخها بىاعتبار است و بر هر سه تفسير اشكال وارد است:
تفسير نخست: نخستين اعتراض اين است كه گزينش و اراده عمل از جمله اعمال است و اگر صدور آنها از انسان جايز باشد صدور اصل فعل نيز جايز است، چه تفاوتى وجود دارد؟ چه ضرورتى براى اين محال انديشىها است. تا همه زشتيها را به خدا نسبت دهيم؟
دليل دوم اينكه اگر سخن آنها صحيح باشد در گزينش نيز صادق است و انسان نمىتواند چيزى را برگزيند و انتخاب نيز از سوى خداست. اما اگر استدلال صحيح نيست نمىتوان از آن سود جست.
اشكال سوم اين است كه اگر گزينش بنده سبب وقوع فعل مىشود، پديد آورنده فعل، كسى است كه گزينش مىكند. او يا انسان است يا خداوند؛ پس واسطهاى به نام كسب، بىمعنا است.
[١]. الملل و النحل، ج ١، ص ٩٧، الفصل ابن حزم، ج ٣، ص ٨١، حاشيه كستلى بر شرح عقايد، ص ١١٧، و كتابهاى ديگر كلامى.