نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤١١ - بحث دوم اجماع
وليعه گفته باشد: از كردار ناشايست خود باز ايستيد ور نه مردى را به سويتان مىفرستم كه چون جان من است، طاعت و گردنكشى نسبت به او چون فرمانبردارى و عصيان نسبت به من است و او شما را به شمشير درهم خواهد شكست؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا هنگامى كه با آب از چاه قليب به سوى پيامبر بازمىگشتم، سه هزار فرشته كه در ميان آنها جبرئيل ميكائيل و اسرافيل بودند، همزمان، جز بر من سلام كردند؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا جبرئيل جز در باره من گفت: اين برادرى است و پيامبر فرمود: او از من است و من از اويم و جبرئيل پاسخ گفت: من نيز از شمايم؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا براى ديگرى از آسمان ندا آمد كه «شمشيرى جز ذو الفقار و جوانمردى جز على نيست؟»- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا پيامبر جز به من فرمود كه با ناكثان، قاسطان و مارقان پيكار خواهى كرد؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم، آيا پيامبر جز به من فرمود: من به سبب نزول قرآن جنگيدم و تو به سبب تفسير آن خواهى جنگيد؟
- بارخدايا، نه.
- آيا خورشيد بر كسى غير از من بازگشت تا نماز عصر را در وقت فضيلت آن گزارم؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا پيامبر به ديگرى فرمان داد كه برائت را از ابو بكر