نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٤٩ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
٢٢- شيعه اثنى عشرى، تشهد آخر، صلوات بر پيامبر و نشستن، در حال آرامش، به اندازه تشهد را واجب مىدانند. مالك نه تشهد را واجب مىداند و نه نشستن براى تشهد را و ابو حنيفه نشستن به اندازه تشهد را واجب مىداند اما تشهد را واجب نمىپندارد[١].
ابن مسعود مىگويد: «پيامبر دستم را گرفت و تشهدم آموخت و فرمود: چون اين گونه گفتى و كردى، نماز را به جا آوردهاى.»[٢] ٢٣- خروج از نماز و به پايان بردن آن بايد با صلوات بر پيامبر و سلام باشد نه به طريقى ديگر. ابو حنيفه مىپندارد كه خروج از نماز به سلام، كلام يا باد است![٣] چه زشت آئينى است كه پايان نماز را چنين مىانگارد. اما نمازى كه ابو حنيفه ساخته است، بايد چنان پايانى داشته باشد. نمازى در خانه غصبى،[٤] در پوست سگ، با پارهاى گوشت سگ در دست- كه حنفيان سگ را به ذبح شرعى پاك مىدانند[٥]- با وضويى به شراب خرماى غصبى[٦]، با شستن پاها و صورت- كه باژگونه فرمان قرآن است[٧]- با پليدى بر نمازگزار، به تكبير و قرائت پارسى، به گفتن «دو برگ سبز[٨]- به جاى حمد و توحيد، سر بر افكندنى شتابان و بىذكر[٩] و سجده كردنى از آن شتابندهتر، نه ذكرى و نه آرامشى، و در ركعت دوم كه چون ركعت اول رسواست،
[١]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٣٥، ٢٣٦، ٢٦٦ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠٦.
[٢]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠٧، التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٩٦ و الموطأ، ج ١، ص ١١٣.
[٣]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٣٧، ٢٧١ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ٩١.
[٤]. همان.
[٥]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٦.
[٦]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٢٥ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٥٢، ٥٣.
[٧]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٦٣ و احكام القرآن جصاص، ج ٢، ص ٢٦٠.
[٨]. التفسير الكبير، ج ١، ص ٣٠٩ و الهدايه، ج ١، ص ٣٠.
[٩]. الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٣١، ٢٦٠ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠٢.