نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٨٧ - فصل هفدهم قضاوت و توابع آن
مهربان است.»[١] استثناء به جملههايى كه بر هم عطف شدهاند باز مىگردد زيرا حكم در آن جملهها واحد است و خداوند مىفرمايد: (عمل خود را) اصلاح كردند» يعنى همراه با توبه اصلاح عمل را نيز شرط كرده است. پس استثناء به جمله نزديكتر (فسق) باز نمىگردد زيرا فسق و گناه با توبه از ميان مىرود و اصلاح عمل در پذيرش شهادت شرط است و استثناء بايد به آن باز گردد.
نيز پيامبر فرمود: در اين آيه، توبه فاسق تكذيب خود و دروغگو خواندن خويش است، پس اگر توبه كند شهادتش پذيرفته مىشود. اين سخن پيامبر نص است، زيرا فسق و گناه مانع پذيرفتن شهادت بود كه اطمينان به راستگويى تنها پس از عدم فسق است و اكنون كه (با توبه و اصلاح عمل) عدم فسق ثابت شده، دليلى براى نپذيرفتن شهادت نيست.
ابو حنيفه مىگويد: اگر دو عادل نزد حاكم گواهى دهند اما پيش از صدور حكم بر اساس گواهى ايشان، هر دو نابينا گردند، حكم ثابت نمىشود و تفاوتى نيست كه مورد شهادت، نيازمند ديدن بوده باشد يا نباشد[٢].
گمان ابو حنيفه با قول حق «دو تن از عادلان خود را به شهادت گيريد.»[٣] و نصوص ديگر، ناسازگار است. از ديگر فتواها و پندارهاى ابو حنيفه:
شهادت اهل ذمه بر مانند خودشان پذيرفته است گرچه از حيث دين متفاوت باشند، مثلا شهادت يهوديان بر مسيحيان، مقبول است[٤].
خداوند فرموده است: «اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، تحقيق كنيد.»[٥] آيه فرمان تحقيق در خبر فاسق را داده است و كافر فاسق است.
[١]. نور: ٥.
[٢]. الهدايه، ج ٣، ص ٨٩.
[٣]. طلاق: ٢.
[٤]. الهدايه، ج ٣، ص ٩٠، ٩١ و مختصر الوقايه، ص ٢١١.
[٥]. حجرات: ٦.