نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٤٤ - فصل دوازدهم ازدواج
٧- عقد ازدواج در ميان كافران جايز است. و مالك آن را باطل مىداند[١].
خداوند مىفرمايد: «و زنش هيزم كش است.»[٢] ابو سفيان پيش از همسرش هند اسلام آورد و چون زنش بعد از او مسلمان شد پيامبر همسرى آنان را پذيرفت و عقد ايشان را تجديد نكرد[٣]. اگر ازدواج آنها باطل بود رسول خدا آن را تأييد نمىكرد و آنان را به تجديد عقد فرمان مىداد اما پيامبر هيچ كس را به تجديد عقد فرمان نداد.
٨- متعه، بر خلاف رأى امامان اهل سنت، حلال است[٤]. آنان با قرآن، اجماع و سنت پيامبر مخالفت كردهاند.
قرآن مىفرمايد: «و زنانى را كه از ايشان تمتع مىگيريد واجب است كه مهرشان را بدهيد.»[٥] اين آيه در حقيقت از ازدواج موقت سخن مىگويد. همچنين ابن عباس
[١]. بداية المجتهد، ج ٢، ص ٤١، الموطأ، ج ٢، ص ٧٦ و الفقه على المذاهب، ج ٤، ص ٢٠٨.
[٢]. مسد: ٤.
[٣]. اسد الغابه، ج ٥، ص ٥٦٢ و الاستيعاب در حاشيه الاصابه، ج ٥، ص ٤٢٤.
[٤]. اين حكم مورد اتفاق و پذيرش همه آنان است.
[٥]. نساء: ٢٤.
« فاء» در آيه براى تفريع نوع از كلى است و اين گونه تفريع در قرآن رايج است( مثلا آيات ١٤٨ و ١٩٦ بقره)« ما» موصوله وصله آن فعل پس از آن است.« باء» در به براى متعدى ساختن آمده و ضمير به موصول باز مىگردد كه به اعتبار لفظ موصول، مذكر آمده است. ضمير جمع در( منهن) به زنان باز مىگردد نه محارمى كه در آيه پيشين، از آنها ياد شده بود.
گفتهاند بهره بردن در آيه، به معنى لذت بردن است كه معناى لغوى واژه مىباشد اين توجيه براى حفظ آبروى عمر است زيرا بهره بردن مذكور فقط در مفهوم ازدواج موقت بكار رفته است. نكاح متعه كه همان ازدواج موقت است در هنگام نزول آيه از استمتاع( بهره بردن) موجود در آيه گرفته شده است. به اجماع امت و تواتر اخبار، چنين ازدواجى در روزگار پيامبر، ابو بكر و بخشى از زمان عمر ميان اصحاب رايج بوده است.
( بنگريد به صحيح مسلم، ج ١، ص ٦٢٣، مسند احمد، ج ٣، ص ٣٨٠ و كنز العمال، ج ٨، ص ٢٩٤).
اگر« بهره بردن» به معناى لغوى لذت بردن باشد، در كلام خدا ناهماهنگى خواهد بود زيرا« مزد و مهر ايشان را بپردازيد» در آيه وجود دارد. به اجماع امت و نص قرآن، مهر به مجرد عقد واجب مىشود و متوقف. بر لذت بردن يا طلب و خواست زن نيست. پس معنى آيه بهره بردن( گونهاى ازدواج) با زنان در برابر مهر و اجرت است.
سخن ديگرى كه براى تبرئه عمر گفتهاند، اين است كه آيه نسخ شده است اما گفتار عمر به آشكارترين صورت، اين احتمال را ابطال مىكند:« دو متعه حج و زنان در زمان پيامبر رايج بود و من از آنها نهى مىكنم و انجام دهنده را كيفر مىدهم.» اين روايت در كتب سنيان متواتر است و نيازى به ذكر مأخذ نيست.