نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٥٦ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
«و نيز در حال جنابت، مگر آنكه رهگذار باشيد.»[١] اين امر جايز است.
٣٣- اماميه بر آنند كه ورود مشركان به هيچ مسجدى، خواه به اجازه يا بدون آن، جايز نيست ولى ابو حنيفه اين عمل را به اجازه روا مىداند و شافعى نيز جز در مسجد الحرام به همين رأى قائل است[٢].
خداوند مىفرمايد: «مشركان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند.»[٣] در اين آيه نزديك نشدن آنها به مساجد به سبب احوال، صفات و بديهاى آنهاست كه محكوم به نجاستند و ترديدى نيست كه هر مسجدى را بايد از هر گونه نجاست دور داشت.
شگفتا ابو حنيفه ورود مؤمن جنب به مسجد را منع مىكند در حالى كه خداوند آن را جايز دانسته و از ورود مشركان كه خدا نهى كرده، پيشگيرى نمىنمايد. آيا اين جز تحريم آنچه خداوند مباح ساخته يا حلال گرداندن آنچه او حرام ساخته است؟
٣٤- اماميه قضاى عبادتهاى واجب را در هيچ زمانى حرام نمىدانند ولى ابو حنيفه آن را در اوقات پنجگانه حرام مىپندارد[٤].
خرد گواه است كه اولا برخى از زمانها براى اداى فرايض شايسته است پس براى قضاى آن نيز صلاحيت دارد زيرا تفاوتى ميان آنها نيست. ثانيا: طاعت، شتافتن به سوى آن و برائت ذمه، مطلوب شرع است زيرا انسان در معرض حوادث است، شايد مرگ فرا رسد و مكلف بازخواست شود.
از حيث نقل نيز گفتار خدا عموميت دارد: «از هنگام زوال خورشيد تا آنگاه كه تاريكى شب فرا رسد نماز را بر پا دار.»[٥] و پيامبر فرمود: «هر كه خفته يا غافل بود پس
[١]. نساء: ٤٣.
[٢]. آيات الاحكام، ج ٣، ص ٨٨، تفسير الخازن، ج ٢، ص ٢٢٨ و تفسير كبير، ج ١٦، ص ٢٦.
[٣]. توبه: ٢٨.
[٤]. بداية المجتهد، ج ١، ص ٨١.
[٥]. اسراء: ٧٨.