نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٥٤ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
دور كنيد كه شيطان است[١].
٢٩- اماميه معتقدند كه نماز، روزه، زكات و حج كه از مرتد در حال ارتداد يا اسلام، فوت شده است، بايد قضا شود. ابو حنيفه و مالك، قضا را بر آن شخص واجب نمىدانند[٢].
ولى سخن آنها با عقل و نقل مطابق نيست. عقل از آن جهت كه اگر قضا واجب نباشد راهى براى ترك همه عبادتها گشوده مىشود زيرا اگر مسلمانى در تمام طول عمر خود عبادات را ترك كند و چون زمان مرگ رسيد مرتد گردد قضاى آنچه انجام نداده از او ساقط مىشود و اين بزرگترين فساد است.
نقل نيز بدان سبب كه پيامبر فرمود: «هر كه خفته باشد يا نماز را فراموش كند پس از بيدارى يا هوشيارى آن را بجا آورد.»[٣] چون فرموده پيامبر عام است و در مورد بحث صادق مىباشد.
وانگهى فرض كنيم شخصى خفته يا از نماز خويش غافل بوده است، سپس مرتد گشته است و پس از آن دوباره مسلمان شده و نماز بجا نياورده خود را به ياد آورده است؛ به موجب اين حديث بايد قضاى نماز را بجا آورد و چون در اين موضع قضا واجب است در بقيه عبادات نيز واجب خواهد بود زيرا قولى كه به تفصيل و تفاوت ميان عبادتها حكم كرده باشد وجود ندارد.
٣٠- اماميه بر آنند كه اگر كسى نمىتواند به نحو شايسته قرائت كند و فرصتى براى آموختن نيست، بايد تكبير و حمد گويد و به اندازه قرائت، خدا را تسبيح كند.
ابو حنيفه مىگويد: او بايد ساكت بايستد و ذكرى نگويد[٤]. رأى ابو حنيفه با عقل
[١]. التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٨٤، نويسنده گفته است كه ابو داود، مالك و دارقطنى نيز اين مطلب را روايت كردهاند.
[٢]. الفقه على المذاهب الاربعه، ج ١، ص ٤٨٨.
[٣]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٤٣ و منتخب كنز العمال، ج ٣، ص ٢٢٤.
[٤]. التفسير الكبير، ج ١، ص ٢١٨، الفقه على المذاهب الاربعه، ج ١، ص ٢٣٠.