نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٥٣ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
و سر برداشت. امير المؤمنين سبب را پرسيد. پيامبر پاسخ داد: چون شما را با هم جمع ديدم، خرسند شدم و به شكر آن سجده كردم. جبرئيل در سجودم فرود آمد و گفت، آيا از اجتماع خاندانت خوشنودى؟ پاسخ مثبت دادم و او گفت: ترا از آنچه برايشان خواهد گذشت، آگاه كنم. فاطمه ٣ ستم خواهد ديد و حق او غضب خواهد شد و نخستين كسى است كه به تو مىپيوندد. امير المؤمنين نيز ستم مىبيند، حقش غصب مىشود و به شهادت مىرسد. فرزندت حسن، پس از غصب حق، باز هر كشته مىشود و پسرت حسين مظلوم و مقتول مىگردد و غريبانه مدفون مىشود. من از شنيدن اين اخبار، گريستم و جبرئيل گفت: هر كس فرزندت حسين ٧ را زيارت كند به هر گام، صد حسنه بر او بنويسند و صد گناه از او محو كنند. از شنيدن اين سخن شادمان شدم و خنديدم[١]. روايات در اين باب، متواتر است.
به خاك نهادن چهره در سجده شكر نزد اماميه مستحب است. فقيهان سنى با اين حكم موافق نيستند ولى حجاج بن مسلم (ظاهرا مسلم بن حجاج) در صحيح خود از ابو هريره روايت كرده است كه ابو جهل گفت: آيا محمد در محضر شما چهره خويش را به خاك مىمالد؟ به او پاسخ مثبت دادند. ابو جهل گفت: به لات و عزى سوگند اگر او را در اين حال ببينم، چهرهاش را به خاك مىمالم. روزى پيامبر را چنين ديد و آهنگ كارى را كرد كه گفته بود، اما فرشتگان ميان او و پيامبر حائل شدند[٢].
٢٨- اماميه بر آنند كه عبور گذرندهاى بر نمازگزار، سبب قطع نماز او نمىشود. احمد بن حنبل مىگويد: اگر گذرنده، سگ سياه، زن يا الاغ باشد، نماز قطع مىگردد[٣]، ولى در خبر از پيامبر است كه نماز به چيزى قطع نمىشود، اگر مىتوانيد آن امر مزاحم را
[١]. فضل به اين مطلب اعتراف كرده است.
[٢]. ابن اثير در النهايه، ج ٣، ص ٣٦٢ روايت را آورده است.
[٣]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٤١، غاية المسئول شرح التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٧٤ و الفتاوى الكبرى ابن تيميه، ج ٤، ص ٤٢٣.