احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣١٨ - زادن دوم كمال آدمى است
[مرگ شد بهر بلال عين طرب]
٤٩٨-
|
«چون بلال از ضعف شد همچون هلال |
رنگ مرگ افتاد بر روى بلال |
|
مأخذ آن روايت ذيل است:
وَ لَمَّا حَضَرَ بلَالًا الْوَفَاةُ قَالَت امْرَأَتُهُ وَا حَرَبَاهْ فَقَالَ: بَلْ وَا طَرَبَاهْ غَداً نُلْقى الْأَحبَّةَ مُحَمَّداً وَ حزْبَهُ[١]. رساله قشيريه، ص ١٣٧ و نظير آن حكايتى است از ربيع بن خثيم مذكور در حلية الاولياء، ج ٢، ص ١١٤ [ص ١١٨ قصص مثنوى]
[اين جهان باشد رَحم، ما چون جنين]
٤٩٩-
|
«چنگ لوكم چون جنين اندر رَحم |
نُه مهه گشتم شد اين نُقلان مُهمّ |
|
مناسب است با مضمون اين خبر:
مَا شَبَّهتُ خُرُوجَ المُؤمن منَ الدُّنيَا الَّا مثلَ خُروُج الصَّبيِّ من ذلكَ الغَمر وَ الظُّلمَة الَى رَوح الدُّنيَا[٢].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٤٥ [ص ٩٥ احاديث]
[زادن دوم كمال آدمى است]
٥٠٠-
|
«چون دوم بار آدمى زاده بزاد |
پاى خود بر فرق علّتها نهاد |
|
مستفاد است از گفته
عيسى- ٧-:
لَن يَلجَ مَلَكُوتَ السَّموَات مَن لَم يُولَد مَرَّتَين[٣].
لطائف معنوى، ص ١٥١، شرح بحر العلوم، طبع
[١] - هنگامى كه مرگ بلال فرا رسيد همسرش خواست اظهار تأسف و دل تنگى كند ولى بلال( وى را تسلّى داد و) گفت اظهار خوشحالى كن چون من( كه شوهرت هستم) فردا به ديدار دوستان يعنى پيامبر و يارانش نائل خواهم شد.
[٢] - نقل مكان مؤمن از دنيا به آخرت را درست به نقل مكان نوزاد از تنگنا و ظلمت رحم به فراخناى دنيا تشبيه كردهام.
[٣] - كسى كه براى بار دوم زاده نشود هرگز به قلمرو حكومت مطلقه الهى راه نمىيابد.