احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٦٧ - گشت كنعان دشمن نوح و نجات/ عضو فاسد قطع گردد از بدن
[بهر خالق شد «اعاده» سهلتر]
٤١٦-
|
«آنچنان كز نيست در هست آمدى |
هين بگو چون آمدى مست آمدى |
|
مقتبس است از مضمون گفته مولاى متقيان على- ٧-:
عَجبتُ لمَن أَنْكَرَ النَّشأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ يَرَى النَّشأَةَ الْأُولَى[١].
نهج البلاغه، ٤٩١، ح ١٢٦، و غرر الحكم ص ١٦٨، ربيع الابرار، باب التعجب و ذكر العجائب.
و نظير آن اين گفته هم از مولاى متقيان است:
إنْ لَم تَعلَم من أَيْنَ جئتَ لَم تَعلَم إلَى أَيْنَ تَذهَبُ[٢].
شرح نهج البلاغه، ج ٢٠، ص ٢٩٢ ح ٣٤٣.
[ص ٧٦ احاديث مثنوى]
[گشت كنعان دشمن نوح و نجات/ عضو فاسد قطع گردد از بدن]
٤١٧-
|
«همچو كنعان كاشنا مىكرد او |
كه نخواهم كشتى نوح عدو |
|
اشاره است به روايتى كه مفسرين در ذيل آيه شريفه: وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ
[١] - از كسى تعجب مىكنم كه زندگى پس از مرگ را انكار مىكند در حالى كه به وجود آمدنش را از عدم در همين دنيا مىبيند!
[٢] - اگر ندانى از كجا آمدهاى نخواهى دانست به كجا خواهى رفت.