احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٥٨ - اسم اعظم اهل را بايد نه غير
[ «بس دعاها كان زيان است و هلاك]
٢٥٨-
|
«بس دعاها كان زيان است و هلاك |
و از كرم مىنشنود يزدان پاك |
|
مناسب است با گفته مولاى متقيان على- ٧- در نهج البلاغه: [١]
وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإجَابَةُ ليَكُونَ ذَلكَ أَعْظَمَ لأَجْر السَّائل وَ أَجْزَلَ لعَطَاء الْآمل وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتيتَ خَيْراً منْهُ عَاجلًا أَوْ آجلًا أَوْ صُرفَ عَنْكَ لمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فيه هَلَاكُ دينكَ لَوْ أُوتيتَهُ[١]
ربيع الابرار، باب ذكر الله و الدّعاء [ص ٤٢ احاديث مثنوى]
[اسم اعظم اهل را بايد نه غير]
٢٥٩-
|
«گشت با عيسى يكى ابله رفيق |
استخوانها ديد در حفره عميق |
|
مأخذ آن اين اشعار است از الهى نامه عطار:
|
ز عيسى ابلهى درخواست يك روز |
مرا نام مهين حق در آموز |
|
|
مسيحش گفت تو اين را نشايى |
چه خواهى آنچه با آن بر نيايى |
|
______________________________ [١]
و من وصية له ٧ للحسن بن علي ٧ ... ثُمَّ جَعَلَ في يَدَيْكَ مَفَاتيحَ خَزَائنه بمَا أَذنَ لَكَ فيه منْ مَسْأَلَته فَمَتَى شئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بالدُّعَاء أَبْوَابَ نعْمَته وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبيبَ رَحْمَتهفَلَا يُقَنِّطَنَّكَ إبْطَاءُ إجَابَته فَإنَّ الْعَطيَّةَ عَلَى قَدْر النِّيَّة وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإجَابَةُ ليَكُونَ ذَلكَ أَعْظَمَ لأَجْر السَّائل وَ أَجْزَلَ لعَطَاء الْآمل وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتيتَ خَيْراً منْهُ عَاجلًا أَوْ آجلًا أَوْ صُرفَ عَنْكَ لمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فيه هَلَاكُ دينكَ لَوْ أُوتيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ ...
نهجالبلاغة ص ٣٩٧ نامه ٣١- و در ربيع الابرار، باب ذكر الله و الدّعاء بار ديگر تأكيد مىكنم كه خداوند كليدهاى خزائنش را در دست تو قرار داده، زيرا بتو اجازه داده كه از او در خواست كنى، بنا بر اين هر گاه خواستى، مىتوانى بوسيله دعا درهاى نعمت خدا را بگشائى، و باران رحمت خدا را فرود آورى. اما هرگز نبايد از تأخير در اجابت دعا مأيوس گردى زيرا بخشش به اندازه نيت است گاه مىشود كه اجابت بتأخير مىافتد تا اجر و پاداش و عطاى در خواست كننده بيشتر گردد و گاه مىشود كه در خواست ميكنى اما اجابت نمىگردد در حالى كه بهتر از آن بزودى، و يا در موعد مقررى بتو عنايت خواهد شد و يا اين كه بخاطر چيز بهترى اين خواستهات بر آورده نمىشود زيرا چه بسا چيزى را مىخواهى كه اگر بتو داده شود موجب هلاكت دين تو مىشود. روى اين اصل بايد خواسته تو هميشه چيزى باشدكه جمال و زيبائيش برايت باقى و وبال و بديش از تو رخت بربندد، مال براى تو باقى نمىماند و تو نيز براى آن باقى نخواهى ماند.
[١] - اى بسا كه اجابت دعاى تو به تأخير افتاده است براى اين كه اجر و عطايت به عنوان سايل و خواستار بيشتر و پر مايهتر گردد. و اى بسا به چيزى كه خواستهاى دست نيافتى، اما بزودى يا بعدها، بهتر از آن را به تو مىدهند و آنچه به نفع توست به تو باز مىگردد. چه بسا طالب چيزى بودهاى كه اگر به آن دست مىيافتى به نابودى دينت منجر مىشد.