احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٥٠ - آنچه نپسندى به خود
وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ[١]. (سوره حج، آيه ٥٢) نقل كردهاند و آن روايت را محققين شيعه مقبول ندارند[٢]. تفسير طبرى، ج ١٧، ص ١١٩- ١٢١ و تفسير ابو الفتوح، ج ٣، ص ٦٠٥ [ص ٢٠٦ قصص مثنوى]
[آنچه نپسندى به خود]
٩٥٢-
|
«آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين |
چون پسندى بر برادر اى امين |
|
ناظر است به مضمون حديث ذيل:
لَا يُؤْمنُ احَدُكُمْ حَتَّى يُحبَّ لأَخيه مَا يُحبُّ لنَفْسه[٣].
بخارى، ج ١، ص ٦، مسلم، ج ١، ص ٤٩، جامع صغير، ج ٢، ص ٢٠٣، مسند احمد، ج ٣، ص ٢٠٦، ٢٥١ و به وجوه ديگر مسند احمد، ج ١، ص ٨٩، ج ٢، ص ١٩٢، ٣١٠، ج ٣، ص ١٧٦، جامع صغير، ج ١، ص ٨٩.
احبَّ لأَخيكَ الْمُسْلم مَا تُحبُّ لنَفْسكَ[٤].
مستدرك حاكم، ج ٤، ص ١٦٨ [ص ١٩٩ احاديث مثنوى]
[١] - ما پيش از تو هيچ رسول يا نبىاى را نفرستاديم مگر آن كه چون به خواندن آيات مشغول شد، شيطان در سخن او چيزى افكند ...
[٢] - ذيلًا توضيح استاد محمد تقى جعفرى به نقل از جلد ١٣ كتاب تفسير و نقد و تحليل مثنوى پاورقى صفحه ٥٣٩ آورده مىشود: داستان غرانيق چنين است كه پيامبر اكرم مشغول خواندن سوره وَ النّجم بود. وقتى كه به آيه أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى( آيا بتها لات و عزى و منات را ديديد؟) رسيد، شنيده شد كه: تلْكَ الْغَرَانيقُ الْعُلَى وَ انَّ شفَاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجَى( آن بتها چيزهاى بزرگى و سربلندى هستند و شفاعتشان مورد اميدوارى است). نقل شده كه اين جمله را شيطان موقعى گفت كه پيامبر پس از خواندن دو آيه مزبور اندكى سكوت كردند.
و كسانى كه جمله فوق را به پيامبر نسبت مىدهند خطا و غلط بزرگى مرتكب مىشوند. احتمال ديگر هم وجود دارد كه قوى است و آن اين است كه گوينده يكى از بتپرستها بود كه در همان مجلس وجود داشته است.
[٣] - نشانه ايمان داشتن هر يك از شما اين است كه آنچه را براى خود دوست دارد براى برادرش نيز دوست داشته باشد.
[٤] - آنچه را براى خودت دوست دارى براى برادر مسلمانت نيز دوست بدار.