احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٠٦ - راز و سر هر پدر فرزند اوست
[نور حق دلها ز دنيا بگسلد]
٦٧٩-
|
«آن چنان كه گفت پيغمبر ز نور |
كه نشانش آن بود اندر صدور |
|
|
كه تجافى آرد از دار الغرور |
هم انابت آرد از دار السُّرور |
|
مقصود روايت ذيل است:
إذَا دَخَلَ النُّورُ القَلبَ انشَرَحَ وَ انْفَسَحَ قيلَ وَ مَا عَلَامَةُ ذَلكَ قَالَ التَّجَافى عَن دَار الغُرُور وَ الإنابَةُ إلى دَار الخُلُود وَ الاستعدَادُ للمَوت قَبلَ نُزُوله[١].
شرح تعرف، ج ١، ص ٦٣، ج ٣، ص ٤٦، احياء العلوم، ج ١، ص ٥٨ با تفاوت مختصر، اتحاف السادة المتقين، ج ١، ص ٤٢٤- ٤٢٥ كه بحث مفصلى در باره سند اين روايت كرده است.
[ص ١٣٥ احاديث مثنوى]
[راز و سرِّ هر پدر فرزند اوست]
٦٨٠-
|
«بهر اين فرمود آن شاه نبيه |
مصطفى كه الوَلَدَ سرُّ ابيه |
|
مقصود اين حديث است:
الوَلَدُ سرُّ أَبيه[٢].
كه مؤلف اللؤلؤ المرصوع (ص ٩٩) در باره آن چنين مىگويد:
قَالَ السَّخَاوىُّ كَالزَّركَشىِّ لَا اصلَ لَهُ[٣].
[ص ١٣٥ احاديث مثنوى]
[١] -( پيامبر فرمود:) دلى كه در آن نور( الهى) داخل شود گستردگى و وسعت مىيابد. پرسيدند نشانه آن چيست؟ فرمود آرام نگرفتن در دنيا- كه خانه غرور است- و باز گشتن به سوى آخرت- كه خانه ابدى است- و نيز آماده شدن براى مردن قبل از فرا رسيدن آن.
[٢] - فرزند سرّ پدر خويش است.
[٣] -( سخاوى مانند زركشى، اين روايت را اصيل ندانسته است.)