احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٨٣ - خنده آيد خالق ما را ز ما
[ «وقت» باشد جلوهاى از غيرتش]
١٣٩-
|
«شاه را غيرت بود بر هر كه او |
بو گزيند بعد از آن كه ديد زو |
|
ممكن است مستفاد باشد از مضمون سخن ابو بكر شبلى: غَيْرَةُ الْبَشَريَّة للْاشْخَاص وَ غَيْرَةُ الْالَهيَّة عَلَى الْوَقْت انْ يَضيعَ فيمَا سوَى اللَّه. (غيرت بشرى بر اجسام و افراد بشر است و غيرت خدايى بر وقت است كه نبايد در غير حق صرف شود و تباه گردد.) اللمع، چاپ ليدن، ص ٢٥٢ [ص ٧٠٥ شرح مثنوى]
[حق بُوَد مشتاق دلهاى حزين]
١٤٠-
|
«نالم ايرا نالهها خوش آيدش |
از دو عالَم ناله و غم بايدش |
|
ظاهراً مقتبس است از مفاد حديث: «و در خبر مىآيد كه بندهاى دعا كند خداى تعالى او را دوستتر دارد گويد اى جبرئيل، اندر حاجت اين بنده تأخير كن كه من دوست دارم كه آواز وى شنوم.» ترجمه رساله قشيريه، انتشارات بنگاه و ترجمه و نشر كتاب، ص ٤٤٠ و نيز حديث:
انَّ اللَّهَ يُحبُّ الْقَلْبَ الْحَزينَ
(خداى دل اندوهگين و غمناك را دوست دارد).
كنوز الحقائق چاپ هند، ص ٢٧. [ص ٧٠٥ شرح مثنوى]
[خنده آيد خالق ما را ز ما]
١٤١-
|
«جسم جسمانه تواند ديدنت |
در خيال آرد غم و خنديدنت |
|
... ممكن است مصراع دوم اشاره باشد به احاديثى كه در آنها خنده و ضحك به خدا نسبت داده شده است از قبيل:
انَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيَضْحَكُ الَى ثَلَاثَة: الصَّفُّ فى الصَّلَاة وَ الرَّجُلُ يُصَلِّى فى جَوْف اللَّيْل وَ الرَّجُلُ يُقَاتلُ خَلْفَ الْكَتيبَة.
(خداى، براى سه دسته از مردم