احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٠٥ - كى غناى قلب از ثروت بود
[مال باشد صاحبش را عيب پوش]
١٧٥-
|
«خواجه در عيب است غرقه تا به گوش |
خواجه را مال است و مالش عيب پوش |
|
... اين مقصود، نزديك است به گفته مسروق بن الْاجْدَع از شاعران عرب:
|
بانَّ ثَرَاءَ الْمَال يَنْفَعُ رَبَّهُ |
وَ يَثْنَى عَلَيْه الْحَمْدَ وَ هُوَ مُذَمَّمٌ[١] |
|
رَبيع الابرار، باب المال و الكسب. نظير آن از كليله و دمنه:
«و هر كلمتى و عبارتى كه توانگرى را مدح است درويشى را نكوهش است. اگر درويش دلير باشد بر حمق حمل افتد و اگر سخاوت ورزد به اسراف و تبذير منسوب شود. و اگر در اظهار حلم كوشد آن را ضعيف شمرند. و اگر به وقار گرايد كاهل نمايد و اگر زبان آورى و فصاحت نمايد بسيار گوى نامند. و گر به مأمن خاموشى گريزد مُفْحَم خوانند.» كليله و دمنه، چاپ مينوى، ص ١٧٥. حديث ذيل، نيز اين معنى را افاده مىكند:
الْعلْمُ وَ الْمَالُ يَسْتُران كُلَّ عَيْبٍ وَ الْجَهْلُ وَ الْفَقْرُ يَكْشفَان كُلَّ عَيْبٍ.
(دانش و خواسته هر عيبى را مىپوشاند و نادانى و تهيدستى از روى عيبها پرده بر مىگيرد.) جامع صغير، طبع مصر، ج ٢، ص ٦٩. [ص ١٠٠٣ شرح مثنوى]
[كى غناى قلب از ثروت بُوَد]
١٧٦-
|
«زان كه درويشان وراى مُلك و مال |
روزيى دارند ژرف از ذو الجلال |
|
.. صوفيان، توانگرى را از صفات و احوال قلب مىشمارند و فزونى ثروت را دليل غناى قلب نمىانگارند. حضرت رسول اكرم ٦ نيز فرموده است:
لَيْسَ الْغنَى عَنْ كَثْرَة الْعَرَض وَ لَكنَّ الْغنَى غنَى النَّفْس.
(توانگرى به بسيارى مال و امور ظاهرى نيست و ليكن بىنيازى آن است كه جان بىنياز باشد.) كنزالفوائد ج ٢ ص ١٩٣ فصل في ذكر الغنى و الفقر مجموعه ورام ج ١ ص ١٦٣ بيان ذم الحرص و الطمع و مدح القناعة مشكاة الأنوار ص ١٢٩ الفصل السادس في الغنى و الفقر جامع صغير، طبع مصر، ج ٢، ص ١٣٥ [ص ١٠٠٤ شرح مثنوى]
[١] - ثروت صاحب خود را- هر چند فردى نكوهيده و ناپسند باشد- نفع مىرساند و به سويش ستايشها را سرازير مىكند!