احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٧٤ - قصه شير گر و درمان او
[هست تائب همچو ناكرده گناه]
٨١٤-
|
«هر چه كردم جمله ناكرده گرفت |
طاعت ناكرده آورده گرفت |
|
|
نام من در نامه پاكان نوشت |
دوزخى بودم ببخشيدم بهشت |
|
ناظر است به مضمون روايات ذيل:
التَّائبُ منَ الذَّنْب كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ[١].
احياء العلوم، ج ٤، ص ٤، حلية الاولياء، ج ٤، ص ٢١٠، جامع صغير، ج ١، ص ١٣٣، كنوز الحقائق، ص ٥٣.
إذَا تَابَ الْعَبْدُ انْسَى اللَّهُ الْحَفَظَةَ ذُنُوبَهُ وَ انْسَى ذَلكَ جَوَارحَهُ وَ مَعَالمهُ منَ الأَرْض حتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَ لَيْسَ عَلَيْه شَاهدٌ منَ اللَّه بذَنْبٍ[٢].
جامع صغير، ج ١، ص ٢١ [ص ١٦٧ احاديث مثنوى]
[قصّه شير گر و درمان او]
٨١٥-
|
«گازرى بود و مرا او را يك خرى |
پشت ريش، اشكم تهى و لاغرى |
|
مأخذ آن حكايت ذيل است:
آوردهاند كه شيرى بود و او را گر برآمده بود. و چنان قوت از او ساقط شده كه از حركت باز ماند. و نشاط شكار فرو گذاشت. و در خدمت او روباهى بود. روزى او را
[١] - كسى كه از گناه توبه كند مانند كسى است كه گناه نكرده است.
[٢] - وقتى بنده خدا توبه كند گناهانش به امر خدا توسط فرشتگان ضبط اعمال به فراموشى سپرده مىشود. اعضاى پيكرش و همچنين جاهايى از زمين كه شاهد بودهاند نيز به امر خدا گناهان او را فراموش مىكنند به طورى كه هنگام ملاقات با پروردگار ديگر شهادت دهندهاى به زيان وى نخواهد بود.