احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٧ - كم كسى زابدال حق آگاه شد
[دشمن طاووس آمد، پرِّ او]
٢٧-
|
«دشمن طاووس آمد، پرِّ او |
اى بسى شه را بكشته فرّ او |
|
مثلى قديم و ديرينه است و مفادش اين است كه زيبايى و هر كمالى حسد را بر مىانگيزد و موجب هلاك مىشود.
|
وَ قَدْ يُهْلكُ الْانْسَانَ فَضْلُ رياشه |
كَمَا يُذْبَحُ الطَّاوُوسُ منْ اجْل ريشه[١] |
|
ابوالفضل ميكالى خاص الخاص ثعالبى، ربيع الابرار، باب المال و الكسب. [ص ١١٠ شرح مثنوى]
[مى بلرزد عرش از مدح شقى]
٢٨-
|
«مىبلرزد عرش از مدح شقى |
بد گمان گردد ز مدحش متّقى [١] |
|
مأخوذ است از مضمون اين حديث:
اذَا مُدحَ الْفَاسقُ غَضبَ الرَّبُّ و اهْتَزَّ لذَلكَ الْعَرْشُ[٢].
جامع صغير ج ١ ص ٣٤ و با حذف لذلك كنوز الحقائق ص ١٠ و نزديك است بدان روايت ذيل:
انَّ اللَّهَ لَيَغْضبُ اذَا مُدحَ الْفَاسقُ[٣]. احياء العلوم، ج ٢ ص ٥٨
[ص ٤ احاديث مثنوى]
[كَم كسى زابدال حق آگاه شد]
٢٩-
|
«جمله عالم زين سبب گمراه شد |
كَم كسى زابدال حق آگاه شد |
|
«وَ انَّما سُمُّوا ابْدَالًا لوَجْهَيْن وَجْهٍ انَّهُ كُلَّمَا مَاتَ رَجُلٌ بُدِّلَ مَكَانَهُ آخَرُ لتَمَام الْارْبَعينَ وَ وَجْهٍ آخَرَ انَّهُمْ بَدَّلُوا اخْلَاقَهُمُ السَّيِّئَةَ وَ رَاضَوا انْفُسَهُمْ حَتَّى صَارَتْ مَحَاسنُ اخْلَاقهمْ حلْيَةَ اعْمَالهمْ»[٤]. نوادر الاصول، چاپ مصر، ص ٧٠
______________________________ [١]
اذَا مُدحَ الْفَاسقُ اهْتَزَّ لذَلكَ الْعَرْشُ وَ غَضبَ الرَّبُّ (١).
مجموعةورام جلد ٢ صفحه ٢٣٤ (١) چون بدكارى را بستايند عرش به لرزه و خدا به خشم در آيد.
[١] - تمكّن و دارايى گاهى موجب هلاكت صاحبش مىشود همانطورى كه طاووس را به خاطر پر زيبايش مىكشند.
[٢] - براستى كه ستايش از بدكار موجب خشم خداست.
[٣] - چون بدكارى را بستايند عرش به لرزه و خدا به خشم در آيد.
[٤] - وجه تسميه ابدال به دو دليل است: ١- با درگذشت يكى از آنان- پس از چهل سال- ديگرى جايگزين وى مىشود، ٢- ايشان اخلاق زشت خود را به اخلاق نيكو بدل مىكنند به طورى كه زينت اعمالشان مىشود.