احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٣٤ - هر كه خوفش بيش امنش بيشتر
مستفاد است از مضمون روايتى كه در ذيل شماره (٤٩٤) ياد كرديم. [١] [ص ١٠٠ احاديث مثنوى]
[هر كه شد از نفس مستغنى، غنى است]
٥٢٧-
|
«بل زر مضروب ضرب ايزدى |
كاو نگردد كاسد آمد سرمدى |
|
|
آن زرى كاين زر از آن زر تاب يافت |
گوهر و تابندگى و آب يافت |
|
|
آن زرى كه دل از او گردد غنى |
غالب آمد بر قمر در روشنى |
|
مرتبط است با مضمون اين خبر: [٢]
لَيسَ الغنىَ عَن كَثرَة العَرَض وَ لَكنَّ الغنَى غنَى النَّفس[١].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٣٤ [ص ١٠٠ احاديث مثنوى]
[هر كه خوفش بيش امنش بيشتر]
٥٢٨-
|
«ايمنان را من بترسانم به علم |
خايفان را ترس بردارم به حلم |
|
مناسبت دارد با مفاد اين روايت: [٣]
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ عزَّتى وَ جَلَالى لَا اجمَعُ لعَبدى امنَين وَ لَا خَوفَين ان هُوَ امنَنى في الدُّنيَا اخَفتُهُ يَومَ اجمَعُ عبَادى و ان هُوَ خَافَنى في الدُّنيَا آمَنتُهُ يَومَ اجمَعُ عبَادى[٢].
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٣ [ص ١٠١ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] مبتنى است بر حديث ذيل:
كه در مستدرك الوسائل ج ١١ ص ٣٦٠ باب ٤٦ ح ١٣٢٦١، نقل شده است:
عَنْ حُمْرَانَ بْن أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ٧ عَنْ قَوْل اللَّه تَعَالَى- وَ أَيَّدَهُمْ برُوحٍ منْهُ وَ قَوْل رَسُول اللَّه ٦ و سلم إذَا زَنَى الْعَبْدُ خَرَجَ منْهُ رُوحُ الْإيمَان قَالَ فَقَالَ أَ لَمْ تَرَ إلَى شَيْئَيْن يَعْتَلجَان في قَلْبكَ شَيْءٌ يَأْمُرُ بالْخَير هُوَ مَلَكٌ يُوحي الْقَلْبَ وَ الَّذي يَأْمُرُ بالشَّرِّ هُوَ الشَّيْطَانُ يَنْفُثُ في أُذُن الْقَلْب قَالَ ثُمَّ قَالَ للْمَلَك لَمَّةٌ وَ للشَّيْطَان لَمَّةٌ في لَمَّة الْمَلَك إيعَادٌ بالْخَيْر وَ تَصْديقٌ بالْحَقِّ وَ رَجَاءُ الثَّوَاب وَ منْ لَمَّة الشَّيْطَان تَكْذيبٌ بالْحَقِّ وَ قُنُوطٌ منَ الْخَيْر وَ إيعَادٌ بالشَّرِّ.
حمران مىگويد از امام باقر ٧ درباره آيه- وَ أَيَّدَهُمْ برُوحٍ منْه- (آنان را با روحى از خودش تأييد كرد- سوره مجادله آيه ٢٢) و از گفتار پيامبر ٦ كه فرمود:- وقتى بندهاى زنا كند روح ايمان از او خارج مىگردد- پرسيدم، امام ٧ فرمودند: مگر نديدى كه دو چيز در دلت نزاع و كارزار مىكنند يكى امر به خير مىكند، او فرشتهايست كه در دلت الهام مىكند وان ديگرى امر به شر مىكند كه شيطان است در گوش دلت مىدمد.
سپس فرمود: براى فرشته خطورات و الهاماتى است و براى شيطان نيز چنين است، ليكن در الهامات فرشته، وعده به خير، تصديق حق و اميد پاداش و در وسوسههاى شيطان، دروغ پنداشتن حق و نااميدى از خير و وعده به شر مىباشد.
و در حديثى ديگر چنين آمده:
انَّ للشَّيطَان لَمَّةً بابن آدَمَ وَ للمَلَك لَمَّةً فَامَّا لَمَّةُ الشَّيطَان فَايعَادٌ بالشَّرِّ وَ تَكذيبٌ بالخَير وَ امَّا لَمَّةُ المَلَك فَايعَادٌ بالخَير وَ تَصديقٌ بالحَقِّ فَمَن وَجَدَ ذلكَ فَليَعلَم انَّهُ منَ اللَّه تَعَالَى فَليَحمَد اللَّهَ وَ مَن وَجَدَ الاخرى فَليَتَعَوَّذ باللَّه منَ الشَّيطَان (١).
جامع صغير ج ١، ص ٩٤ [ص ٩٤ احاديث مثنوى] (١) شيطان و فرشته هر كدام به نحوى در قلمرو آدمى نفوذ مىكنند. شيطان از طريق وعده شر دادن و خير را تكذيب كردن، و فرشته از طريق وعده خير دادن و حق را تصديق كردن. كسى كه به آن (الهام) دست يافت بداند كه از خداوند متعال است و حمد خدا گويد و كسى كه به اين (وسوسه) دست يافت بداند كه از شيطان است و از او به خدا پناه ببرد.
[٢]
قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وَ آله وَ سَلَّمَ: خَيْرُ الْغنَى غنَى النَّفْس.
من لا يحضره الفقيه ج ٤ ص ٤٠٢.
بهترين غنا و بىنيازى، بىنيازى نفس (ازخواستهها و تمايلات) است.
[٣]
قَالَ رَسُولُ اللَّه ص: قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عزَّتي وَ جَلَالي لَا أَجْمَعُ عَلَى عَبْدي خَوْفَيْن وَ لَا أَجْمَعُ لَهُ أَمْنَيْن فَإذَا آمَنَني في الدُّنْيَا أَخَفْتُهُ يَوْمَ الْقيَامَة وَ إذَا خَافَني في الدُّنْيَا آمَنْتُهُ يَوْمَ الْقيَامَة.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج ١١ ص ٢٣١ باب ١٤ باب وجوب الخوف من الله و كتاب وافى ج ٢٦ ص ١٨٩ و امالى شيخ طوسى ص ٥٣٠ مجلس ١٩.
رسول خدا ٦ و سلم فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: به عزت و جلال خودم سوگند، براى بندهام دو خوف و دو امنيت را با هم مقرر نمىكنم. اگر در دنيا از من خوفى به دل نداشت و احساس امن كرد، روزى كه همه را محشور مىكنم، او را دچار خوف مىسازم. و اگر در دنيا خوف من در دلش بود روز قيامت امن و آرامش نصيبش خواهم كرد.
[١] - دارندگى به كثرت مال و عرضه آن نيست. بلكه به بىنياز شدن نفس( از خواستهها و تمايلات) است.
[٢] - خداوند متعال فرمود به عزت و جلال خود سوگند، براى بندهام دو امن و دو خوف را با هم مقرر نمىكنم. اگر در دنيا از من خوفى به دل نداشت و احساس امن كرد، روزى كه همه را محشور مىكنم، او را دچار خوف مىسازم. و اگر در دنيا خوف من در دلش بود روز قيامت امن و آرامش نصيبش خواهم كرد.