احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٦٣ - «من چو كلكم در ميان اصبعين»
[شد برابر اشك با خون شهيد]
٧٨٨-
|
«كه برابر مىنهد شاه مَجيد |
اشك را در فضل با خون شهيد |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (٧٨٦) آورديم.
[ص ١٦٢ احاديث مثنوى]
[چار چشمه از سوى حق جارى است]
٧٨٩-
|
«عرش معدنگاه داد و معدلت |
چار جو در زير او پُر مغفرت |
|
|
جوى شير و جوى شهد جاودان |
جوى خَمر و دجله آب روان |
|
|
پس ز عَرش اندر بهشتستان رود |
در جهان هم چيزكى ظاهر شود |
|
مقتبس است از حديثى كه در اخبار معراج آوردهاند بدين گونه:
از زير آن درخت (سدرة المنتهى) چهار چشمه بود دو ظاهر و دو پنهان. اما آن دو ظاهر نيل و فرات بود و اما آن دو جوى پنهان به بهشت مىرفت. و از اصل او چهار جوى به در مىآمد از آب و مى و شير و انگبين. تفسير ابو الفتوح، ج ٣، ص ٣١٨ و نيز بحار الانوار، ج ٦، باب اثبات المعراج [ص ١٦٢ احاديث مثنوى]
[ «سَبق رحمت گشت غالب بر غضب»]
٧٩٠-
|
«سبق رحمت گشت غالب بر غضب |
اى بديع افعال نيكو كار ربّ |
|
به ذيل شماره (١٩٣) رجوع كنيد.
[ص ١٦٣ احاديث مثنوى]
[ «من چو كلكم در ميان اصبعين»]
٧٩١-
|
«من چو كلكم در ميان اصبعين |
نيستم در صفّ طاعت، بَيْن بَيْن |
|
اشاره است به حديث مذكور در ذيل شماره (٥٥).
[ص ١٦٣ احاديث مثنوى]