احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧٥ - «از جهان دو بانگ مىآيد به ضد»
السلام-:
أَيُّهَا الذَّامُّ للدُّنيا المُغتَرُّ بغُرُورهَا المُنخَدعُ بابَاطيلهَا أَ تَغتَرُّ بالدُّنيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا انتَ المُتَجَرَّمُ عَلَيهَا أَم هى المُتَجَرَّمَةُ عَلَيكَ مَتَى استَهوَتكَ أَم مَتَى غَرَّتكَ أَ بمَصَارع آبَائكَ من البلَى أَم بمَضَاجع أُمُّهَاتكَ تَحتَ الثَّرَى[١].
شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٣٠٥ [ص ١١٩ احاديث مثنوى]
[ «از جهان دو بانگ مىآيد به ضد»]
٦١٤-
|
«از جهان دو بانگ مىآيد به ضد |
تا كدامين را تو باشى مستعد |
|
|
آن يكى بانگش نُشور اتقيا |
و آن يكى بانگش فريب اشقيا |
|
مناسب است با گفته مولاى متقيان على- ٧-
فَمَن ذَا يَذُمُّهَا وَ قَد آذَنت ببَينها وَ نَادَت بفراقهَا وَ نَعَت نَفسَهَا وَ أَهلَهَا فَمَثَّلَت لَهُم ببَلَائها البَلَاءَ وَ شَوَّقَتهُم بسُرُورهَا إلَى السُّرُور. رَاحَت بعَافيَةٍ وَ ابتَكَرَت بفَجيعَةٍ تَرغيباً وَ ترهيباً[٢].
شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٣٠٣ [ص ١٢٠ احاديث مثنوى]
[١] - اى كسى كه دنيا را مذمت مىكنى در حالى كه فريفتهاش هستى و باطلهايش ترا گول زده است! آيا با چنين شيفتگى به آن، باز مذمتش مىكنى؟ تو او را متهم مىكنى يا او تو را مجرم مىداند؟ چه باعث شده كه سر سپرده دنيا و فريفته او شدى؟ آيا پوسيده استخوانهاى پدرانت كه هلاك شدهاند و آرامگاه مادرانت كه پوشيده از خاك است( و هر كدام مىبايست تو را متنبه و عبرت پذير مىساخت) باعث چنين شيفتگى تو به دنيا شده است!؟
[٢] - كسى را چه جاى مذمت آن(: دنيا) است و حال آن كه( مردم را) از جدايى خود آگاه كرد. با سر دادن نداى فراق از مرگ هر كس و خاندان وى خبر داد و براى اين كه بيشتر آگاه شوند آنان را به نمونههايى از اين غمها و شاديها آشنا كرد. شبى را با عافيت و صبحى را با مصيبت همراه ساخت تا همواره در بيم و اميدشان نگاه دارد.