احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٦٠١ - قصه شداد و نمرود كفور
[عجز در عصيان تو را پاكى دهد]
١٠٧٥-
|
«شكر كه مظلومى و ظالم نهاى |
ايمن از فرعونى و هر فتنهاى |
|
مناسب است با مضمون حديث:
وَ منَ الْعصْمَة تَعَذُّرُ الْمَعَاصى
- كه در ذيل شماره (١٧٤ و ٤٨٦) آوردهايم.
[ص ٢٢٥ احاديث مثنوى]
[در چهل سالى فزون كن خير را]
١٠٧٦-
|
«گر چه باشد مو و ريش او سپيد |
هم در آن طفلى خوف است و اميد |
|
ناظر است به خبر ذيل:
مَنْ جَاوَزَ الْأَرْبَعينَ وَ لَمْ يَغْلبْ خَيْرُهُ شَرَّهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ منَ النَّار[١].
المنهج القوى، ج ٦، ص ٦٣١ [ص ٢٢٥ احاديث مثنوى]
[ناتوانى در گنه را قدر دان)]
١٠٧٧-
|
«مر بشر را خود مبا جامه دُرست |
چون رهيد از صبر در حين صدر جُست |
|
|
مر بشر را پنجه و ناخن مباد |
كه نه دين انديشد آن گه نه سداد |
|
به ذيل شماره (١٧٤ و ٤٨٦) رجوع كنيد.
[ص ٢٢٥ احاديث مثنوى]
[قصّه شدّاد و نمرود كَفور]
١٠٧٨-
|
«حق به عزراييل مىگفت اى نقيب |
بر كه رحم آمد تو را از هر كئيب |
|
مأخذ آن روايت ذيل است كه در عجايب نامه آمده است: در ايام ماضى ملكى بود وى را كنيزكى بود. با شخصى زنا كرد آبستن شد. و از ملك ترسيد و بچه را بزاد و به صحرا برد. و در ساقيهاى نهاد و پلنگى ماده بيامد و وى را شير مىداد تا پرورده شد. و پادشه را
[١] - كسى كه چهل سالگى را پشت سر گذارد ولى خيرش بر شرّش غلبه نكند جايگاهش در آتش جهنم است.