احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧ - مرگ مومن مثل
[قصه شيبان]
٦١-
|
«همچنين شيبان راعى مىكشيد |
گرد بر گرد رمه خطى پديد |
|
مأخذ آن روايت ذيل است كه حافظ ابو نعيم اصفهانى در ترجمه حال شيبان راعى مىآورد:
وَ كَانَ يَذْهَبُ الَى الْجُمُعَة فَيَخُطُّ عَلَى غَنَمه فَيَجىءُ، فَيَجدُهَا عَلَى حَالَتهَا لَمْ تَتَحَرّكَ[١].
حلية الاوليا، طبع مصر، ج ٨، ص ٣١٧ نيز رجوع كنيد به: صفة الصفوة، چاپ حيدر آباد، ج ٤، ص ٣٤٠- ٣٣٩ و النجوم الزاهرة، طبع مصر، مطبعة دار الكتب، ج ٢، ص ٣٢ اين مطلب را مولانا در دفتر ششم مثنوى ص ٦٦٧ [٦/ ٤٨١٥] نيز آورده است.
[ص ١٠ قصص مثنوى]
[مرگ مومن مثل]
٦٢-
|
«همچنين باد اجل با عارفان |
نرم و خوش همچون نسيم يوسفان |
|
ظاهراً اشاره است به احاديثى كه در شيرينى و خوشى مرگ بر مؤمنان وارد است از قبيل:
الْمَوْتُ رَيْحَانَةُ الْمُؤْمن، الْمُؤَمنُ يَمُوتُ بعَرَق الْجَبين[٢]
. [١] كنوز الحقايق، چاپ هند، ص ١٣٦، ١٣٨. و حديثى كه به موجب آن ملك الموت به صورت جوانى زيبا با لباس خوب و بوى خوش بر مؤمنان ظاهر مىشود. احياء العلوم، طبع مصر، ج ٤، ص ٣٣٤ [ص ٣٢٦ شرح مثنوى]
______________________________ [١]
الْمَوْتُ رَيْحَانَةُ الْمُؤْمن (١)
نوادر الراوندي صفحه ١٠ (١) مرگ براى مؤمن همچون گلى خوشبوست.
[١] - او( شيبان) براى اين كه گلهاش از هر گزندى در امان باشد دورشان خطى مىكشيد. آنگاه به نماز جمعه مىرفت. هنگامى كه بر مىگشت گله همچنان در جايشان بى حركت مانده بودند.
[٢] - مرگ براى مؤمن همچون گلى خوشبو( مطلوب) است. مؤمن به همان سادگى كه عرق بر پيشانيش مىنشيند مرگ را مىپذيرد.