احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٠٨ - بهترين است آن كه زن را نيك داشت/ زن شود گستاخ بر مرد كريم/ قصه احنف شنو از قصر شام
[بهترين است آن كه زن را نيك داشت/ زن شود گستاخ بر مرد كريم/ قصّه احنف شنو از قصر شام]
١٨١-
|
«گفت پيغمبر كه زن بر عاقلان |
غالب آيد سخت و بر صاحب دلان |
|
|
باز بر زن جاهلان غالب شوند |
كاندر ايشان تُندى حيوانست بند |
|
نزديك بدان مضمون حديث ذيل است: [١]
خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لاهْله وَ انَا خَيْرُكُمْ لاهْلي مَا اكْرَمَ النِّسَاءَ الّا كَريمٌ وَ لَا اهَانَهُنَّ الَّا لَئيمٌ[١].
جامع صغير، ج ٢، ص ١٠ و عبارتى كه در عنوان ذكر شده و بيت مذكور ترجمه آن است در جزء احاديث به دست نيامد و شيخ بهايى در مخلاة، طبع مصر، ص ٩٠ اين جمله را منسوب به معاويه نقل كرده كه با گفته مولانا مناسبت بيشتر دارد:
هُنَّ يَغْلبْنَ الْكرَامَ وَ يَغْلبُهُنَّ اللِّئَامُ[٢].
[ص ٢٣ احاديث مثنوى] ... اين عبارت را محمد بن ابى بكر معروف به ابن قيّم الجوزيّه (٧٥١- ٦٩١) در ضمن حكايتى ظريف نقل مىكند بدين گونه: كَانَ الْاحْنَفُ بْنُ قَيْسٍ يَوْماً جَالساً مَعَ مُعَاويَةَ اذْ مَرَّتْ بهَا وَصيفَةٌ فَدَخَلَتْ بَيْتاً منَ الْبُيُوت فَقَالَ مُعَاويَةُ يَا ابَا بَحْرٍ انَا وَ اللَّه احبُّ هَذه الْجَاريَةَ وَ قَدْ امْكَنَتنى منْهَا لَوْ لَا الْحَيَاءُ منْ مَكَانكَ فَقَالَ الْاحْنَفُ فَانَا اقُومُ قَالَ بَلْ تَجْلسُ لئَلَّا تَسْتَريبَ بنَا فَاطمَةُ فَقَالَ الْاحْنَفُ شَأْنُكَ فَقَامَ الْمُعَاويَةُ الَيْهَا فَبَيْنَا هُوَ يُمَاجنُهَا اذْ خَرَجَتْ بنْتُ قُرَيْظَةُ فَقَالَتْ للَاحْنَف يَا قَوَّادُ ايْنَ الْفَاسقُ فَاوْمَأَ الْأَحْنَفُ الَى الْبَيْت الَّذي هُوَ فيه فَاخْرَجَتْهُ وَ لحْيَتُهُ فى يَدهَا فَقَالَ الْاحْنَفُ ارْفقى باسيرك رَحمَك اللَّهُ فَقَالَتْ يَا قَوَّادُ وَ تَتَكَلِّمُ ايْضاً فَقَالَ مُعَاويَةُ يَغْلبْنَ الْكرَامَ وَ يَغْلبُهُنَّ اللِّئَامُ. (احنف بن قيس روزى با معاويه نشسته بود كه ناگاه كنيزكى بر وى گذشت و در يكى از حجرهها داخل شد. معاويه گفت اى ابا بحر، (كنيه احنف) من به خدا اين دخترك را دوست مىدارم و او مرا بر خويش دست داد و به خود خواند اگر تو اينجا نبودى. احنف گفت من بر مىخيزم و مىروم. گفت نه بلكه مىمانى تا فاطمه (زن معاويه) به ما گمان بد نبرد. معاويه نزد آن كنيزك رفت و آن گاه كه با او به دست شوخى مىكرد فاطمه دختر قريظه بيرون آمد و به احنف گفت اى قوّاد آن بد كار كجاست؟ احنف به حجرهاى كه معاويه آنجا بود اشارت كرد. فاطمه معاويه را در حالى كه ريش او را به دست گرفته بود بيرون كشيد. احنف بدو گفت خدات ببخشايد بر اسير خود نرم خو باش. فاطمه گفت اى قوّاد، با اين حال، سخن مىگويى و شفاعت هم مىكنى؟ معاويه گفت: زنان بر آزاده مردان غالب مىآيند ولى فرو مايگان بر آنها چيره مىشوند.) اخبار النّساء، طبع مصر ١٣١٦، ص ٩٤ [ص ١٠٣٢ شرح مثنوى]
______________________________ [١] و در كتاب من لا يحضره الفقيه ج ٣ ص ٥٥٥ فراز اولش را نقل كرده است اما ابو هريره به صورت ديگرى نقل مىكند:
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦: خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لأَهْلي منْ بَعْدي.
(رسول خدا ٦ فرمود: بهترين شما كسى است كه با خاندان من پس از من نيكوترين معاشرت را داشته باشد.
كتاب بشارةالمصطفى لشيعة المرتضى ص ٣٩ اين حديث را با اين سند نقل مىكند:
أخبرنا الشريف الإمام أبو البركات عمر بن إبراهيم بن محمد بن محمد بن حمزة الحسيني الزيدي قراءة عليه بالكوفة في مسجدها بالقلعة في ذي الحجة سنة اثنتي عشرة و خمسمائة قال أخبرني الشيخ أبو الحسين أحمد بن محمد بن عبد الله بن النفود قال أخبرنا أبو الحسن علي بن عمر الشكري الحري قال حدثنا أبو عبد الله أحمد بن الحسن بن عبد الجبار الصوفي قال حدثنا أبو يحيى زكريا بن معن في شعبان سنة سبع و عشرين و مائتين قال حدثنا قريش بن أنس عن محمد بن عمر عن أبي أسامة عن أبي هريرة قال قال رسول الله ٦: خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لأَهْلي منْ بَعْدي.
[١] - بهترين شما كسى است كه با خانوادهاش نيكوترين معاشرت را داشته باشد.
من نسبت به خانوادهام اين چنينم. مرد اگر آزاد منش باشد قطعاً زنان را به ديده احترام مىنگرد. اما اگر فرو مايه باشد آنان را تحقير مىكند.
[٢] - زنان بر مردان آزاد منش غلبه مىكنند. اما اسير و مغلوب مردان فرو مايه هستند.