احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٦٩ - ده رضا اندر قضاى كردگار
[خود گنه باشد رضايت از گناه]
٤١٨-
|
«گفت نكته الرِّضَا بالكُفر كفر[١] |
اين پيمبر گفت و گفت اوست مُهر [١] |
|
ظاهرا مقصود روايت ذيل است كه در كيمياى سعادت تأليف محمد غزالى مىبينيم:
اما رضا دادن به معصيت چگونه روا بود و از آن نهى آمده است. و گفته كه هر كه به آن رضا دهد در آن شريك است. و گفته اگر بندهاى را به شرق بكشند و كسى در مغرب به آن رضا دهد در آن شريك است.
[ص ٧٧ احاديث مثنوى]
[ده رضا اندر قضاى كردگار]
٤١٩-
|
«باز فرمود او كه اندر هر قضا |
مر مسلمان را رضا بايد رضا |
|
روايت ذيل مراد است:
[٢]
قَالَ اللَّهُ تَعَالىَ مَن لَم يَرضَ بقَضَائي وَ لَم يَصبر عَلَى بَلَائي فَليَلتَمس رَبّاً سوَاىَ[٢].
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٠.
انِّى انَا اللَّهُ لَا الهَ الَّا انَا مَن لَم يَرضَ بقَضَائى وَ لَم يَصبر عَلَى بَلائي وَ لَم يَشكُر لنَعمَائى فَليَطلُب رَبّاً سوَائى[٣].
شرح تعرف، ج ١، ص ٧٠
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَن لَم يَرضَ بقَضَائي وَ قَدَري فَليَلتَمس رَبّاً غَيري[٤].
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٠، كنوز الحقائق، ص ٨٩
______________________________ [١]
قَالَ على ٧ الرَّاضي بفعْل قَوْمٍ كَالدَّاخل فيه مَعَهُمْ وَ عَلَى كُلِّ دَاخلٍ في بَاطلٍ إثْمَان إثْمُ الْعَمَل به وَ إثْمُ الرِّضَى به.
نهجالبلاغة ص ٤٩٩ ح ١٥٤.
امام على ٧ مىفرمايد: كسى كه به كردار قومى خوشنود باشد مانند كسى است كه همراه آنهاست، براى آن كسيكه همراه آن قوم است دو گناه مىباشد: گناه كردار بد و گناه خوشنود بودن به آن كردار
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتلَ بالْمَشْرق وَ آخَرُ رَضيَ به في الْمَغْرب كَانَ كَمَنْ قَتَلَهُ وَ شَركَ في دَمه.
بحارالأنوار ج ١٠١ ص ٣٨٤ باب ٢ به نقل از روضة الواعظين و با اندكى تفاوت در عيون أخبار الرضا ٧ ج ١ ص ٢٧٣.
رسول خدا ٦ فرمودند: اگر مردى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب به آن قتل راضى و خوشنود شود همانند كسى است كه او را كشته و شريك خون او گشته.
[٢] روايات ذيل مراد است:
قَالَ رَسُولُ اللَّه ٦: قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَنْ لَمْ يَرْضَ بقَضَائي وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِقَدَرِي فَلْيَلْتَمِسْ إِلَهاً غَيْرِي.
مستدرك الوسائل ج ٢ ص ٤١٠ باب ٦٣ و كشف الغمة ج ٢ ص ٢٨٨.
رسول خدا ٦ فرمود: خداوند متعال فرموده است كسى كه به قضاى من رضا ندهد و به قَدَر من ايمان نياورد بايد خدايى جز مرا طلب كند.
قَالَ النَّبِيُّ ٦: يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضَائِي وَ لَمْ يَشْكُرْ لِنَعْمَائِي وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي فَلْيَتَّخِذْ رَبّاً سِوَائِي.
بحار الأنوار ج ٥ ص ٩٥ باب ٣.
رسول خدا ٦ فرمود: خداوند متعال فرموده است كسى كه به قضاى من رضا ندهد و نعمت مرا شكر نگويد و بر بلاى من صبر نكند، بايد پروردگارى جز مرا طلب كند.
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى يَا دَاوُد، قُلْ لِعِبَادِي يَا عِبَادِي مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضَائِي وَ لَمْ يَشْكُرْ عَلَى نَعْمَائِي وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي فَلْيَطْلُبْ رَبًّا سِوَائِي.
جامع الأخبار ص ١١٣.
خداوند متعال فرمود اى داود، بگو به بندگانم اى بندگانم كسى كه به قضاى من خوشنود نباشد و نعمت مرا شكر نگويد و بر بلاى من صبر نكند، بايد پروردگارى جز مرا طلب كند.
قَالَ اللَّهُ تَعَالىَ مَن لَم يَرضَ بِقَضَائِي وَ لَم يَصبِر عَلَى بَلَائِي فَليَلتَمِس رَبّاً سِوَاىَ.
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٠.
انِّى انَا اللَّهُ لَا الهَ الَّا انَا مَن لَم يَرضَ بِقَضَائِى وَ لَم يَصبِر عَلَى بَلائي وَ لَم يَشكُر لِنَعمَائِى فَليَطلُب رَبّاً سِوَائِى.
شرح تعرف، ج ١، ص ٧٠
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَن لَم يَرضَ بِقَضَائِي وَ قَدَرِي فَليَلتَمِس رَبّاً غَيرِي.
جامع صغير، ج ٢، ص ٨٠، كنوز الحقائق، ص ٨٩.
[١] - راضى شدن به اين كه كفر[ در جامعه] وجود داشته باشد خود نوعى كفر است.
[٢] - خداوند متعال فرموده است كسى كه به قضاى من راضى نباشد و بر بلاى من صبر نكند بايد خدايى جز مرا بطلبد.
[٣] - من اللَّه هستم و جز من خدايى نيست. اگر كسى به قضاى من رضا ندهد و به بلاى من صبر نكند و نعمت مرا شكر نگويد، بايد خدايى جز مرا طلب كند.
[٤] - خداوند متعال فرموده است كسى كه به قضا و قَدَر من رضا ندهد بايد خدايى جز مرا طلب كند.