احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٩٢ - «گفت پيغمبر كه مؤمن مزهر است»
به چه كار آمدهاى؟ گفت از حماقت و ادبار به خواب ديدم كه به دمشق گنجى بيابم. اين مرد بخنديد و گفت چندين سال است كه من به خواب مىبينم كه در رى خانهاى است كه آن را زهمن خوانند و در آن خانه گنجى است، بر خواب اعتماد نكردم. تو مردى سليم دلى. رازى چون اين بشنيد باز گرديد و به خانه خود درآمد و زهمن را (زمين- ظ) مىكند تا هاونى بيافت زرين سى من. و از آن توانگر شد.
عجايب نامه، از مؤلفات قرن ششم و همين حكايت را برهان قاطع در ذيل كلمه زهمن آورده است.
[ص ٢٢٠ قصص مثنوى]
[ «گفت پيغمبر كه مؤمن مزْهر است»]
١٠٦٢-
|
«چون پيمبر گفت مؤمن مزْهَر است |
در زمان خاليى ناله گر است |
|
|
چون شود پر مطربش بنهد ز دست |
پر مشو كاسيب دست او خوش است |
|
مقصود خبر ذيل است:
مَثَلُ الْمُؤْمن كَمَثَل الْمزْمَار لَا يَحْسُنُ صَوْتُهُ إلَّا بخَلَاء بَطْنه[١].
شرح خواجه ايوب، شرح بحر العلوم، ج ٦، ص ٢٢٥، المنهج القوى، ج ٦، ص ٥٧٢.
و غزالى در احياء العلوم، ج ٣، ص ٦١ اين جمله را به ابو طالب محمد بن على بن عطّيه مكى (متوفى ٣٨٦) نسبت مىدهد بدين صورت:
وَ قَالَ ابُو طَالب الْمَكِّىُّ مَثَلُ الْبَطْن مَثَلُ الْمزْهَر (وَ هُوَ الْعُودُ الْمُجَوَّفُ ذُو اْلَاوْتَار) انَّمَا حُسْنُ صَوْته لخفَّته و رقَّته وَ لأَنَّهُ أَجْوَفُ غَيْرَ مُمُتَلىٍ وَ كَذلكَ الْجَوْفُ اذَا خَلَا كَانَ اعْذَبُ للتَّلَاوَة وَ ادْوَمُ للْقيَام وَ اقَلُّ للْمَنَام[٢].
اتحاف السادة المتقين، ج ٧، ص ٣٩٣ [ص ٢٢٢ احاديث مثنوى] نيز رجوع كنيد به:
[١] - مَثَل مؤمن مثل نى است كه با خالى بودن درون نوايش خوش مىشود.
[٢] - ابو طالب مكى گفته است مَثَل شكم مَثَل مزْهر است( نوعى عود كه تو خالى و زهى است). صداى خوش اين ساز به خاطر آن است كه از سبكى و ظرافت برخوردار است. و درونش كاملًا خالى است. شكم انسان هم اگر خالى بماند تلاوت قرآن وى گواراتر و شب زنده داريش طولانىتر و خوابش كمتر مىشود.