احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٢٤ - بود رى را ميهمان كش مسجدى!
قَالَ الزَّركَشىُّ كَالسَّخَاوىِّ لَم اقف عَلَيه[١]. اللؤلؤ المرصوع، ص ٣٣ [ص ٩٧ احاديث مثنوى]
[هر كجا يار است آنجا شهر ماست]
٥١٠-
|
«گفت معشوقى به عاشق كاى فتى |
تو به غربت ديدهاى بس شهرها |
|
مضمون اين حكايت مقتبس است از اين اشعار كه امين احمد رازى در كتاب هفت اقليم به سنايى نسبت مىدهد:
|
تا نقش خيال دوست با ماست |
ما را همه عمر خود تماشاست |
|
|
آنجا كه جمال دوستان است |
و اللّه كه ميان خانه صحراست |
|
|
هر جا كه مراد دل برآيد |
يك خار به از هزار خرماست |
|
[ص ١٢١ قصص مثنوى]
[عقل و عاقل را قضا احمق كند]
٥١١-
|
«اى كه عقلت بر عُطارد دَق كند |
عقل و عاقل را قضا احمق كند |
|
|
صد ره و مَخْلَص بود از چپّ و راست |
از قضا بسته شود كاو اژدهاست |
|
مقتبس است از روايتى كه در ذيل شماره (٩٧) ذكر نموديم. [١] [ص ٩٨ احاديث مثنوى]
[بود رى را ميهمان كُش مسجدى!]
٥١٢-
|
«يك حكايت گوش كن اى نيك پى |
مسجدى بُد در كنار شهر رى |
|
مطابق روايات مردم شهر رى (حضرت عبد العظيم) و پيران زمان، مسجد مهمان كش همان مسجد ما شاء اللّه است كه در شمال ابن بابويه واقع است. مرحوم حاج سيد نصر الله تقوى و ديگر پيران ادب اين مطلب را نقل مىكردند و مردم كرمان (به نقل استاد محترم آقاى بهمنيار) اين حكايت را در باره مسجد گنج كه در نزديكى محله پا منار كرمان
______________________________ [١] مستفاد است از مضمون حديث ذيل:
عَنْ أَبي الْحَسَن الرِّضَا ٧ إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إذَا أَرَادَ أَمْراً حَالَ بَيْنَ الْمَرْء وَ قَلْبه فَإذَا وَقَعَ الْقَدَرُ وَ نَفَذَ أَمْرُ اللَّه رَدَّ إلَى كُلّ ذي عَقْلٍ عَقْلَهُ.
امام رضا ٧ مىفرمايد: هرگاه خداوند متعال براى كسى اراده امرى كند بين او و خواسته دلش حائل شود، و آنگاه كه مقدراتش انجام گرفت و امرش واقع شد عقل و خردش را به او باز گرداند.
مشكاةالأنوار ص ٢٤٩ الفصل الثاني في صفة العقل.
انَّ اللَّهَ اذَا ارَادَ انْفَاذَ أَمْرٍ سَلَبَ كُلَّ ذى لُبٍّ لُبَّهُ (١).
جامع صغير، ج ١، ص ٦٦ و اين حديث بدين صورت هم روايت شده است:
اذَا أَرَادَ اللَّهُ انْفَاذَ قَضَائه وَ قَدَره سَلَبَ ذَوى الْعُقُول عُقُولَهُمْ حَتّى يُنْفَذُ فيهمْ قَضَاؤُهُ وَ قَدَرُهُ فَاذَا مَضَى امْرُهُ رَدَّ الَيْهمْ عُقُولَهُمْ وَ وَقَعَت النَّدَامَةُ (٢).
جامع صغير، ج ١، ص ١٧
انَّ اللَّهَ اذَا ارَادَ امْضَاءَ امْرٍ نَزَعَ عُقُولَ الرِّجَالَ حتّى يُمْضى امْرَهُ فَاذَا امْضَاهُ رَدَّ الَيْهمْ عُقُولَهُمْ وَ وَقَعَت النَّدَامَةُ (٣).
جامع صغير، ج ١، ص ٦٦ [ص ١٣ احاديث مثنوى] (١) وقتى خداوند اراده كرد كارى تحقق يابد عقل هر عاقلى را (موقتاً) از وى سلب مىكند. (تا مانع تحقق آن كار نشود).
(٢) وقتى خداوند اراده كرد مشيّتش تحقق يابد عقل خردمندان را از آنان سلب مىكند. همين كه آن امر تحقق يافت عقلشان را به آنان باز مىگرداند. آن وقت است كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد.
(٣) وقتى خدا اراده كرد كارى تحقق يابد عقل مردان را از آنان مىگيرد. همين كه آن امر متحقّق شد عقلشان را به آنان باز مىگرداند. آن وقت است كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد.
[١] - زركشى مانند سخاوى گفته است از چنين حديثى اطلاع ندارم.