احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٩٥ - مژده عكاشه شد باب نجات
تَهرموا وَ إنَّ لَكُم أَن تَنعَمُوا فَلَا تَبأَسُوا[١].
مسند احمد، ج ٢، ص ٣١٩، ج ٣، ص ٣٨ [ص ١٢٩ احاديث مثنوى]
[ «كَلِّم النّاس» است فرمان خدا]
٦٥٤-
|
«رنگ و بو در پيش ما بس كاسد است |
ليك تو پَستى سخن كرديم پست |
|
مقتبس است از مفاد حديث:
إنَّا مَعاشرَ الانبياء أُمرنَا أَن نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدر عُقُولهم.
كه در ذيل شماره (٢٤٢) ذكر شد.
[ص ١٢٩ احاديث مثنوى]
[مژده عُكاشه شد باب نجات]
٦٥٥-
|
«آنچنان بگشايدت فرّ شباب |
كه گشود آن مژده عُكّاشه باب |
|
اشاره بدين روايت است:
رُوىَ عَن النَّبىِّ (صَلّى اللَّهُ عَلَيه وَ آله وَ سَلَّم) من وُجُوهٍ أَنَّهُ قَالَ يَدخُلُ الجَنَّةَ من أُمَتى سَبعُونَ أَلفاً لَا حسابَ عَلَيهم فَقَالَ عُكَّاشَةُ بنُ محصَنٍ يَا رَسُولَ اللَّه أُدعُ اللَّهَ أَن يَجعَلَني منهُم فَقَالَ أَنتَ منهُم وَ دَعَا لَهُ فَقَامَ رَجُلٌ آخَرُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّه أُدعُ اللَّهَ لي أَن يَجعَلَني منهُم فَقَالَ سَبَقَكَ بهَا عُكَّاشَةُ[٢].
الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ حيدرآباد، ج ٢، ص ٥٠٨، مسند احمد، ج ١، ص ٢٧١، ٤٠٣، ٤٢٠، ٤٥٤، ج ٢، ص ٣٠٢، ٤٠٠، ٥٠٢، رساله قشيريه طبع مصر، ص ٧٦.
[ص ١٣٠ احاديث مثنوى]
[١] -( در بهشت) حيات جاويد، سلامتى، جوانى و تنعم از آن شماست. بنا بر اين مرگ، بيمارى، پيرى و فقر به سراغتان نخواهد آمد.
[٢] - به طرق مختلف از پيامبر٦ نقل شده كه فرمود هفتاد هزار نفر از امت من، بدون رسيدگى به اعمالشان، وارد بهشت مىشوند. عكاشة بن محصن كه يكى از حاضران بود گفت اى رسول خدا از پروردگار بخواه مرا جزء اين عده قرار دهد.
پيامبر٦ براى برآورده شدن در خواستش دعا كرد. باز يكى ديگر از حاضران چنين درخواستى كرد. اما مورد پذيرش پيامبر قرار نگرفت. و فرمود اين توفيق فقط نصيب عكاشه شد. زيرا او( در دعا كردن يا در دادن مژده پايان صفر به من) بر تو پيشى گرفت.[ نيز مراجعه شود به شماره ٦٥٨)