احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٧٤ - هر كسى از عقل سهمى برده است
[ «در زبان پنهان بُوَد حُسن رجال»]
٤٢٥-
|
«ز اين قبَل فرمود احمد در مقال |
در زبان پنهان بود حُسن رجال |
|
مستند آن در ذيل شماره (٢٨٩) ذكر شده است. [١] [ص احاديث مثنوى]
[هر كسى از عقل سهمى برده است]
٤٢٦-
|
«اختلاف عقلها در اصل بود |
بر وفاق سنّيان بايد شنود |
|
ظاهراً مبتنى بر روايت ذيل است:
عَن ابن عَبَّاسٍ قَالَ سَمعتُ رَسُولَ اللَّه (صَلّى اللّهُ عَلَيه وَ آله وَ سَلَّمَ) يَقُولُ قَالَت المَلَائكَةُ يَوماً رَبَّنَا هَل خَلَقتَ خَلقاً اعظَمَ منَ العَرش قَالَ نَعَم العَقلُ قَالُوا وَ مَا بَلَغَ قَدرُهُ قَالَ هَيهَاتَ لَا يُحَاطُ بعلمه هَل لَكُم علمٌ بعَدَد الرِّمَال قَالُوا لَا قَالَ تَعَالى فَانِّي خَلَقتُ العَقلَ اصنَافاً شَتّى كَعَدد الرِّمَال فَمنَ النَّاس مَن اعطىَ حَبَّةً وَ منهُم مَن اعطىَ حَبَّتَين وَ منهُم مَن اعطىَ الثَّلَاثَ وَ منهُم مَن اعطىَ اربَعاً وَ منهُم مَن اعطىَ فَرَقاً وَ منهُم مَن اعطىَ وسَقاً وَ منهُم مَن اعطىَ اكثَرَ من ذلكَ[١].
المنهج القوى، ج ٣، ص ٢٢٠ [ص ٧٨ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] مستفاد است از مضمون كلام مولاى متقيان على- ٧-:
تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لسَانه (١).
نهج البلاغه ص ٥٤٥ شرح نهج البلاغة، ج ٤، ص ٤٢١، ٣١٣ سخن گوييد تا شناخته شويد، زيرا انسان در زير زبانش پنهان است.
قَالَ الصَّادقُ ٧: قَالَ أَميرُ الْمُؤْمنينَ ٧: الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لسَانه فَزنْ كَلَامَكَ وَ اعْرضْهُ عَلَى الْعَقْل فَإنْ كَانَ للَّه وَ في اللَّه فَتَكَلَّمْ به وَ إنْ كَانَ غَيْرَ ذَلكَ فَالسُّكُوتُ أَوْلَى الْخَبَرَ.
مستدركالوسائل ج ٩ ص ٢٢ باب ١٠١ ح ١٠٠٩٤.
امام صادق از اميرالمؤمنين ٨ نقل مىكند كه فرمود: آدمى در پشت زبانش پنهان گشته است پس سخنت را بسنج و بر خرد عرضه كن آنگاه اگر براى خدا و در مسير او بود سخن بگو و اگر جز آن بود سكوت سزاوارترين خبر است.
[١] - از ابن عباس نقل شده كه گفت از رسول خدا٦ شنيدم كه فرمود: يك روز فرشتگان گفتند خدايا چيزى با عظمتتر از عرش آفريدهاى؟ خدا فرمود آرى عقل را. گفتند ارزش و مقامش چه قدر است؟ فرمود هرگز عظمت آن را نخواهيد فهميد. آيا شما تعداد شنها را مىدانيد؟ گفتند خير. فرمود من عقل را در درجات بسيار متفاوت و به تعداد شنها آفريدم. به بعضى از مردم فقط به اندازه يك دانه از آن عطا كردهام و به بعضى دو دانه و بعضى سه دانه و بعضى چهار دانه. به عدهاى يك فَرَق( پيمانهاى با ظرفيت شانزده رطل- كمتر و بيشتر هم گفتهاند.) و به عده ديگر يك وَسَق( پيمانهاى با ظرفيت سيصد و بيست رطل- يك بار شتر هم گفتهاند.) و به عده ديگر بيش از آن.