احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٢٨ - امر معروف و ز منكر احتراز
[تارك دنيا]
٩٠٣-
|
«مرغ گفتش خواجه در خلوت مايست |
دين احمد را ترهّب نيك نيست |
|
|
از ترهّب نهى كرده است آن رسول |
بدعتى چون در گرفتى اى فضول |
|
مستفاد است از مضمون اين خبر:
لَا رَهْبَانيَّةَ وَ لَاتَبَتُّلَ فى الاسْلَام[١].
نهايه ابن اثير، ج ١، ص ٥٩، ج ٢، ص ١١٣
عَنْ ابى قَلَابَةَ انَّ عُثْمَانَ بْن مَظْعُونٍ اتَّخَذَ بَيْتاً فَقَعَدَ يَتَعَبَّدُ فيه فَبَلَغَ ذَلكَ النَّبىَّ ٦ فَأَتَاهُ فَاخَذَ بعضَادَتَي بَاب الْبَيْت الَّذي هُوَ فيه فَقَالَ يَا عُثْمَانُ انَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثَنى بالرَّهْبَانيَّة (مَرَّتَيْن اوْ ثَلَاثاً) وَ انَّ خَيْرَ الدِّين عنْدَ اللَّه الْحَنيفيَّةُ السَّمْحَةُ[٢].
طبقات ابن سعد، جزو سوم (از قسم اول) طبع اروپا، ص ٢٨٧ [ص ١٨٩ احاديث مثنوى]
[امر معروف و ز منكَر احتراز]
٩٠٤-
|
«جمعه شرطست و جماعت در نماز |
امر معروف و ز منكَر احتراز |
|
|
رنج بد خويان كشيدن زير صبر |
منفعت دادن به خَلقان همچو ابر |
|
[١] - ترك دنيا كردن و از زندگى دنيايى بريدن در اسلام تجويز نشده است.
[٢] - از ابو قلابه نقل شده كه عثمان بن مظعون( از زندگى عادى كناره گرفت و) خانهاى را برگزيد و در آنجا به عبادت پرداخت. وقتى اين خبر به رسول خدا٦ رسيد به سويش رفت. و در حالى كه چارچوبه در خانه را گرفته بود فرمود: اى عثمان، خداوند مرا براى رهبانيت و ترك دنيا مبعوث نكرده است.
( و اين جمله را دو يا سه بار تكرار كرد). بهترين دين نزد خدا دينى است كه در جهت مستقيم و آسان باشد.( بدون اين كه پيروانش را به رياضت و سختى بيفكند.) نيز مراجعه شود به رديف ٩٠٤.