احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٩١ - عضو مقطوع بدن را مرده دان
مىشمارند از وى شنيده باشد. چنانكه نظائر آن در فتوحات محى الدّين ملاحظه مىشود. و از جمله واقعه مانند حكايتى است كه اوحد الدّين كرمانى از براى محى الدّين نقل كرده است و تمثّل رجال گذشته و ظهور ارواح در قوالب، پيش صوفيّه امر مسلم است و نمونههاى بسيار از آن جنس تصوّر در فتوحات مىتوان ديد. رجوع كنيد به: فتوحات مكيه، ج ١، ص ١٦٥، ج ٣، ص ٥٥ [ص ١٠٧ به بعد قصص مثنوى]
[بهر امّت هست پيغمبر پدر]
٤٤٥-
|
«گفت پيغمبر شما را اى مهان |
چون پدر هستم شفيق و مهربان |
|
اين روايت مراد است:
انَّمَا انَا لَكُم مثلَ الوَالد[١].
مسند احمد، ج ٢، ص ٢٤٧ [ص ٨٤ احاديث مثنوى]
[عضو مقطوع بدن را مُرده دان]
٤٤٦-
|
«جزء از كل قطع شد بىكار شد |
عضو از تن قطع شد مردار شد |
|
مقتبس است از حديث ذيل:
مَا قُطعَ منَ البَهيمَة وَ هىَ حَيَّةٌ فَهىَ مَيِّتَةٌ[٢].
مسند احمد، ج ٥، ص ٢١٨، كنوز الحقائق، ص ١١٨ و با تفاوت مختصر ص ١١٦
كُلُّ شَيءٍ قُطعَ منَ الحَىِّ فَهُوَ مَيِّتٌ[٣].
جامع صغير، ج ٢، ص ٩٢
مَا أُبينَ منَ الحَىِّ فَهُوَ مَيِّتٌ[٤].
كنوز الحقائق، ص ١١٥ [ص ٨٤ احاديث مثنوى]
[١] - بىشك، من براى شما همچون پدر هستم.
[٢] - عضوى كه از حيوان قطع شود هر چند جان داشته باشد مردار به حساب مىآيد.
[٣] - هر عضوى كه از موجود زنده قطع گردد مرده به حساب مىآيد.
[٤] - آنچه از موجود زنده جدا گردد مردار است.