احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٥٦ - بخل فرزندان بلاى باغ شد
[در چه افتد آن كه چاهى مىكَند]
٣٩٨-
|
«بهر مظلومان همىكندند چاه |
در چه افتادند و مىگفتند آه |
|
مستند آن در ذيل شماره (١٠٢) مى تان ديد [١].
[ص ٧٤ احاديث مثنوى]
[كن توكّل بر حق و روزى بخواه]
٣٩٩-
|
«آن كه گندم را ز خود روزى دهد |
كى توكّلهات را ضايع نهد |
|
اشاره است به حديث قدسى:
فَتَوكَّلُوا عَلَىَّ وَ اطلُبُوا الرِّزقَ منِّي[١] [٢].
لطائف معنوى، ص ١١٦ [ص ٧٤ احاديث مثنوى]
[نيست چاره با قضاى آسمان]
٤٠٠-
|
«گر شود ذرّات عالم حيله پيچ |
با قضاى آسمان هيچند هيچ |
|
اشاره به حديثى است كه مستند آن در ذيل شماره (٦٧) مذكور گرديد [٣].
[ص ٧٥ احاديث مثنوى]
[چون قضا آيد خرد عاجز شود]
٤٠١-
|
«چون قضا بيرون كند از چرخ سر |
عاقلان گردند جمله كور و كر |
|
مستفاد از حديثى است كه مستند آن در ذيل شماره (٩٧) ذكر شده است [٤].
[ص ٧٥ احاديث مثنوى]
[بخل فرزندان بلاى باغ شد]
٤٠٢-
|
«قصه اصحاب ضَروان خواندهاى |
پس چرا در حيله جويى ماندهاى |
|
مأخذ آن حكايتى است كه در تفسير ابو الفتوح، ج ٥، ص ٣٥٨ و نيز در عجايب نامه از
______________________________ [١] مأخوذ است از روايت ذيل:
مَنْ حَفَرَ لَاخيه حُفْرَةً وَقَعَ فيهَا.
تحفالعقول ص ٩٢ در خطبه معروف به الوسيلة از امير المؤمنين ٧ و در غررالحكم ص ٤١٩ باب جملة من علائم شر الإخوان ح: ٩٦٠٦- و ح: ٩٦٠٨- با اندكى تفاوت.
كسى كه براى برادرش چاهى كَند خودش در آن خواهد افتاد.
(و هر قصد سويى سرانجام دامن گير صاحبش مىشود- قسمتى از آيه ٤٣ سوره فاطر.
[٢]
عَنْ عَليّ ٧: ... تَوَكَّلُوا عَلَى اللَّه عنْدَ رَكْعَتَيْ الْفَجْر إذَا صَلَّيْتُمُوهَا فَفيهَا تُعْطُوا الرَّغَائبَ.
وسائل الشيعة ج ٧ ص ٩٠.
امام على ٧ مىفرمايد: ... بر خدا توكل كنيد در آن هنگام كه دو ركعت نماز صبح را بجاى مىآوريد و آن وقتى است كه به آمال و خواستههاى خويش نائل مىشويد.
[٣] اشاره است بدين روايت:
لا يَنْفَعَ حَذَرٌ منْ قَدَرٍ (١).
كافى ج ١ ص ٣٦٢ بر حذر بودن انسان از تقدير الهى بهيچ وجه برايش سودى ندارد.
و از كلمات امير المؤمنين على ٧ است:
تَذَكَّرْ قَبْلَ الْورْد الصَّدْرَ وَ الْحَذَرُ لَا يُغْني منَ الْقَدَر وَ الصَّبْرُ منْ أَسْبَاب الظَّفَر.
شرح نهج البلاغه، ج ٢٠، ص ٣٤١ حديث ٩١٩.
قبل از اين كه (به جايى براى تهيه آب و ...) داخل شوى به فكر بازگشت (از آنجا) باش. بر حذر بودن، (انسان را) از تقدير الهى بىنياز نمىكند و صبر از عوامل پيروزى بر مشكلات است.
لَنْ يَنْفَعَ حَذَرٌ منْ قَدَرٍ وَ لكنَّ الدُّعاءَ يَنْفَعُ ممَّا نَزَلَ وَ ممَّا لَمْ يَنْزلْ فَعَليْكُمْ بالدُّعَاء عبَادَ اللَّه (٢).
جامع صغير، ج ٢، ص ١٢٧ و بدين گونه در كنوز الحقائق، ص ١٦٥ وارد است (
لَا يُغْنى حَذَرٌ منْ قَدَرٍ.
) (٢) (١) بر حذر بودن انسان از تقدير الهى بهيچ وجه برايش سودى ندارد، اما به هر حال نسبت به آنچه تقدير و نازل شده يا نشده است، دعا نافع است. اى بندگان خدا بر شما باد به دعا كردن (٢) بر حذر بودن، (انسان را) از تقدير الهى بىنياز نمىكند [ص ٩ احاديث مثنوى].
[٤] مستفاد است از مضمون حديث ذيل:
عَنْ أَبي الْحَسَن الرّضَا ٧ إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إذَا أَرَادَ أَمْراً حَالَ بَيْنَ الْمَرْء وَ قَلْبه فَإذَا وَقَعَ الْقَدَرُ وَ نَفَذَ أَمْرُ اللَّه رَدَّ إلَى كُلّ ذي عَقْلٍ عَقْلَهُ
. مشكاةالأنوار ص ٢٤٩ الفصل الثاني في صفة العقل.
امام رضا ٧ مىفرمايد: هرگاه خداوند متعال براى كسى اراده امرى كند بين او و خواسته دلش حائل شود، و آنگاه كه مقدراتش انجام گرفت و امرش واقع شد عقل و خردش را به او باز گرداند.
انَّ اللَّهَ اذَا ارَادَ انْفَاذَ أَمْرٍ سَلَبَ كُلَّ ذى لُبٍّ لُبَّهُ (١).
جامع صغير، ج ١، ص ٦٦ و اين حديث بدين صورت هم روايت شده است:
اذَا أَرَادَ اللَّهُ انْفَاذَ قَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ سَلَبَ ذَوِى الْعُقُولِ عُقُولَهُمْ حَتّى يُنْفَذُ فِيهِمْ قَضَاؤُهُ وَ قَدَرُهُ فَاذَا مَضَى امْرُهُ رَدَّ الَيْهِمْ عُقُولَهُمْ وَ وَقَعَتِ النَّدَامَةُ[٢].
جامع صغير، ج ١، ص ١٧
انَّ اللَّهَ اذَا ارَادَ امْضَاءَ امْرٍ نَزَعَ عُقُولَ الرِّجَالَ حتّى يُمْضِى امْرَهُ فَاذَا امْضَاهُ رَدَّ الَيْهِمْ عُقُولَهُمْ وَ وَقَعَتِ النَّدَامَةُ[٣].
جامع صغير، ج ١، ص ٦٦ [ص ١٣ احاديث مثنوى]
[١] - وقتى خداوند اراده كرد كارى تحقق يابد عقل هر عاقلى را( موقتاً) از وى سلب مىكند.( تا مانع تحقق آن كار نشود).
[٢] - وقتى خداوند اراده كرد مشيّتش تحقق يابد عقل خردمندان را از آنان سلب مىكند. همين كه آن امر تحقق يافت عقلشان را به آنان باز مىگرداند. آن وقت است كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد.
[٣] - وقتى خدا اراده كرد كارى تحقق يابد عقل مردان را از آنان مىگيرد. همين كه آن امر متحقّق شد عقلشان را به آنان باز مىگرداند. آن وقت است كه پشيمانى آنان را فرا مىگيرد.