احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٧٣ - ناقه و مجنون خلاف هم روند!
غَلَبَ شَهوَتُهُ عَقلَهُ فَهُوَ شَرٌّ منَ البَهَائم[١].
وسائل الشيعه، چاپ تهران، ج ٢، ص ٤٤٧ و اين حديث را غزالى با تفاوتى در تعبير و بىآنكه به كسى نسبت دهد در احياء العلوم (ج ١، ص ١٦٩) آورده و در كلام خود مندرج ساخته است.
[ص ١١٨ احاديث مثنوى]
[ناقه و مجنون خلاف هم روند!]
٦١١-
|
«روز و شب در جنگ و اندر كَش مكَش |
كرده چاليش آخرش با اوّلش |
|
|
همچو مجنونند و چون ناقهاش يقين |
مىكشد آن پيش و آن واپس به كين |
|
اين حكايت ظاهراً از روى بيت ذيل ساخته شده است.
|
هَوىَ نَاقَتى خَلفى وَ قُدَّامىَ الهَوَى |
وَ انِّى وَ ايَّاهَا لَمُختَلفَان[٢] |
|
و اين بيت مطابق تصريح ابو على قالى در كتاب النوادر، چاپ دار الكتب المصريه، ص ١٥٨ به بعد جزء قصيدهاى است از عروة بن حزام مشتمل بر ٨٤ بيت. و اين قصه در حكايات مجنون به نظر نرسيد. و مولانا اين حكايت را در كتاب فيه ما فيه نيز آورده است.
فيه ما فيه، ص ١٦ و نيز در مكتوبات، ص ٧٠ [ص ١٣٩ قصص مثنوى]
[١] - از عبد اللّه بن سنان چنين نقل شده كه گفت از امام جعفر صادق( ع) پرسيدم آيا مقام فرشتگان از انسانها بالاتر است؟ آن حضرت از قول امير مؤمنان على بن ابى طالب چنين فرمود: خداوند فرشتگان را صرفاً از عقل و به دور از شهوت آفريده است و انسانها را از هر دو، بنا بر اين انسانى كه عقلش بر شهوتش غالب شود مقامى بالاتر از فرشته دارد. و اگر شهوتش بر عقلش غالب گردد مقامش پايينتر از حيوانات است.[ شاعرى نيز گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - شتر من دل در هواى مبدأ دارد( چون از بچّهاش جدا شده) و من دل در هواى مقصد دارم( چون محبوبم آنجاست)، پس ما دو همسفر در جهت مخالفيم!