احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٦ - خم عيسى
[حسد شيطان]
٤٣-
|
«ور حسد گيرد تو را در ره گلو |
در حسد ابليس را باشد غُلو |
|
|
كاو ز آدم ننگ دارد از حسد |
با سعادت جنگ دارد از حسد |
|
مأخوذ است از مضمون روايت جنادة بن أبي أمية:
«أَوَّلُ خَطيئَةٍ كَانَتْ الْحَسَدُ، حَسَدَ إبْليسُ آدَمَ عَلَيْه السَّلَامُ أَنْ يَسْجُدَ لَهُ حينَ أَمَرَهُ فَحَمَلَهُ الْحَسَدُ عَلَى الْمَعْصيَة»[١].
[ص ١٩٩ شرح مثنوي] [١]
[اوج ايثار]
٤٤-
|
«در يكى گفته رياضت سود نيست |
اندرين ره مَخلصى جز جود نيست |
|
ظاهراً مولانا در اين بيت به طريقه ابوالحسين احمد بن محمد نورى (متوفى ٢٩٥) نظر دارد كه طريقه و مبناى او در سلوك ايثار است. از آن جهت كه جود شامل ايثار نيز مىشود خواه نسبت به مال باشد و خواه نسبت به زندگى و روح. و گفتهاند:
|
تَجُودُ بالنَّفْس اذْ ضَنَّ الْجَوَادُ بهَا |
وَ الْجُودُ بالنَّفْس أَقْصى غَايَة الْجُود[٢]. |
|
كشف المحجوب، چاپ لنين گراد، ص ٢٤٤- ٢٣٦ [ص ٢٠٧ شرح مثنوى]
[خم عيسى]
٤٥-
|
«او ز يك رنگى عيسى بو نداشت |
وز مزاج خُمِّ عيسى خو نداشت |
|
______________________________ [١] بحار الأنوار جلد ٦٠ صفحه ٢٨١ حديث ١٧١
[١] - اولين گناهى كه پديد آمد حسد بود و توسط ابليس تحقّق يافت. ابليس وقتى كه ديد حضرت آدم( ٧) به چنان مقام والايى رسيده است حاضر نشد به آدم سجده كند. و حسد اين چنين وى را به عصيان وا داشت.
[٢] - در جايى كه اهل جود و بخشش براى ايثار جان بخل مىورزند تو مىتوانى با چنين ايثارى بخشنده واقعى شوى. بالاترين درجه بخشندگى ايثار جان است.