احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٢ - فاش گردد راز بين دو نفر
[از ذَهَب، مذهب، ذهابت دم مزن]
٨٦-
|
«در بيان اين سه كم جنبان لبت |
از ذهاب و از ذهب وز مذهبت |
|
|
كاين سه را خصم است بسيار و عدو |
در كمينت ايستد، چون داند او |
|
اشاره است به جمله ذيل:
اسْتُرْ ذَهَبَكَ وَ ذَهَابَكَ وَ مَذْهَبَكَ
[١]. كه ولى محمّد اكبر آبادى آن را حديث نبوى و خواجه ايوب از سخنان حضرت جعفر صادق- ٧- و حاجى سبزوارى حديث (بدون قيد) شمردهاند. و بنده هنوز مأخذ آن را نيافتهام. و نزديك بدان روايتى است كه از حضرت امير مؤمنان على- ٧- نقل كردهاند:
فاخْزُنْ لسَانَكَ كَمَا تَخْزَنُ ذَهَبَكَ وَ وَرقَكَ[٢].
فصل الخطاب، چاپ ايران، ص ٢٦٨ [١] [ص ٤٠٢ شرح مثنوى]
[فاش گردد راز بين دو نفر]
٨٧-
|
«ور بگويى با يكى دو الْودَاع |
كُلُّ سرٍّ جَاوَزَ الْاثنَيْن شَاع |
|
اين مصراع عربى مثلى است متداول از بيتى كه تمامش چنين است:
|
كُلُّ سرٍّ جَاوَزَ الْاثْنَيْن شَاع |
كُلُّ علْمٍ لَيْسَ فى الْقرْطَاس ضَاع [٢][٣] |
|
كه مصراع اول در شرح نظام نيشابورى بر شافيه ابن حاجب (باب الابتدا) بدون ذكر گوينده آن نقل شده. و در امثال و حكم دهخدا منسوب است به حضرت امير مؤمنان على- ٧-. در ديوان خطى اشعار حضرت امير (ع) موسوم به انْوَارُ الْعُقول منْ اشعار وَصى الرَّسول (نسخه خطّى متعلق به نگارنده) اين بيت وجود ندارد. در جامع الشواهد نيز گوينده آن معيّن نشده است. بعضى اين مثل را بدين گونه توجيه كردهاند كه هر سرّى كه بر دو لب بگذرد پراكنده مىشود.
[ص ٤٠٢ شرح مثنوى]
______________________________ [١] و در كتاب شريف كافي ج ٢ ص ٢٢٤ باب الكتمان چنين نقل فرموده است:
عَنْ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ لي أَبُو عَبْد اللَّه ٧ أَخْبَرْتَ بمَا أَخْبَرْتُكَ به أَحَداً؟ قُلْتُ لَا إلَّا سُلَيْمَانَ بْنَ خَالدٍ قَالَ أَحْسَنْتَ أَ مَا سَمعْتَ قَوْلَ الشَّاعر:
|
فَلَا يَعْدُوَنْ سرِّي وَ سرُّكَ ثَالثاً |
أَلَا كُلُّ سرٍّ جَاوَزَ اثْنَيْن شَائعٌ |
|
امام صادق ٧ به عمار (يكى از ياران خويش) فرمودند: آيا آن خبرى را كه به تو گفته بودم به ديگرى گفتهاى؟! عمار در پاسخ مىگويد: جز به سليمان بن خالد به كسى ديگر نگفتهام، امام فرمودند: احسنت مگر نشنيدهاى قول شاعر را كه مىگويد: نبايد سرّ من و تو از ما بگذرد و يه شخص ثالثى برسد كه هر رازى از دو نفر گذشت شايع مىگردد؟
[٢] و در بحارالأنوار ج ١٣ ص ٤١٥ باب ١٨- قصص لقمان و حكمه از كتاب [خصال] شيخ صدوق نقل كرده است:
عَنْ أَبي عَبْد اللّه ٧ قَالَ: قَالَ لُقْمَانُ لابْنه: يَا بُنَيَّ ... وَ اخْزُنْ لسَانَكَ كَمَا تَخْزُنْ مَالَكَ.
امام صادق ٧ مىفرمايد: لقمان به فرزند خويش فرمودند: اى پسرم زبانت را نيز مانند مالت محفوظ دار.
[١] - سه چيز را از ديگران مخفى بدار: طلا، مسير رفتن و عقيدهات را.
[٢] - همان طورى كه طلا و سكههايت را به گنجينه مىسپارى، زبانت را نيز گنجينه( اسرار) قرار ده.
[٣] - رازى كه بين دو نفر رد و بدل شود افشا شدنش قطعى است. علمى هم كه مكتوب نشود ضايع مىگردد.