احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٥١ - هان دعا كن از دهان غير خود!
و نظير آن حكايت ذيل است:
وقتى نماز شام، حسن به در صومعه او (حبيب عجمى) بگذشت و قامت نماز شام گفته بود و در نماز ايستاده. حسن درآمد. حبيب الحمد را الهمد مىخواند. گفت نماز در پى او درست نيست. بدو اقتدا نكرد و خود بانگ نماز بگزارد. چون شب درآمد بخفت. حق را تبارك و تعالى به خواب ديد. گفت اى بار خداى، رضاى تو در چه چيزست؟
گفت يا حسن، رضاى ما دريافته بودى قدرش ندانستى. گفت بار خدايا، آن چه بود؟ گفت اگر تو نماز كرديى از پس حبيب رضاى ما دريافته بودى و اين نماز بهتر از جمله نماز عصر تو خواست بود. اما تو را سقم عبارت از صحت نيّت باز داشت. بىتفاوت است از زبان راست كردن تا دل. تذكرة الاولياء، ج ١، ص ٥٣ [ص ٧٣ احاديث مثنوى و ص ٨٨ قصص مثنوى]
[هان دعا كن از دهان غير خود!]
٣٩١-
|
بهر اين فرمود با موسى خدا |
وقت حاجت خواستن اندر دعا |
|
مأخذ آن حديث ذيل است:
قَالَ عَلَيه السَّلامُ ادعُوا اللَّهَ بأَلسنَةٍ مَا عَصَيتُمُوهُ بهَا قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّه وَ مَن لَنَا بتلكَ الالسنَة قَالَ يَدعُوا بَعضُكُم لبَعضٍ لَانَّكَ مَا عَصَيتَ بلسَانه وَ هُوَ مَا عَصَى بلسَانكَ[١].
تفسير امام فخر رازى، جلد ١، ص ١٣٦ [ص ٧٣ احاديث مثنوى و ص ٨٩ قصص مثنوى]
[١] -( موسى- ٧- به قومش) گفت خدا را با زبانى بخوانيد كه با آن معصيت نكردهايد. گفتند اى رسول خدا، آيا كسى هست كه زبانش معصيت نكرده باشد؟ فرمود هر كدام از شما براى ديگرى دعا كند( به نتيجه مىرسد) چون تو به زبان او معصيت نكردهاى و او هم به زبان تو معصيت نكرده است.