احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٤٠ - عرش مىلرزد چو گريد يك يتيم
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (١٤٩) مذكور شد. [١] [ص ١٠٤ احاديث مثنوى]
[ «از سليمان گشت پشّه داد خواه»]
٥٤٤-
|
«پشّه آمد از حديقه وز گياه |
وز سليمان گشت پشّه داد خواه |
|
اين حكايت را شيخ عطار در اسرار نامه به طريق ذيل نظم كرده است:
|
يكى پشّه شكايت داشت از باد |
به نزديك سليمان شد به فرياد |
|
|
كه تا كى باد تندم در زمانى |
بيندازد جهانى در جهانى |
|
|
به ساعت باز خر اين تن و جان را |
و گر نه بر تو بفروشم جهان را |
|
|
سليمان پشّه را نزديك بنشاند |
پس آنگه باد را نزديك خود خواند |
|
|
چو آمد باد از دورى به تعجيل |
گريزان شد از او پشّه به صد ميل |
|
|
سليمان گفت نيست از باد بىداد |
و ليكن پشّه مىنتواند استاد |
|
|
چو بادى مىرسد او مىگريزد |
چگونه پشّه با پيلى ستيزد |
|
و عراقى در كتاب لمعات اين حكايت را بدين گونه آورده است: پشه پيش سليمان از باد به فرياد آمد. سليمان گفت كه خصم خود را حاضر كن. پشه گفت اگر مرا طاقت مقاومت كردن بودى از باد به فرياد نيامدمى.
[ص ١٠٦ قصص مثنوى]
[ «ظلم را ظلمت بود اصل و عَضُد»]
٥٤٥-
|
«چون برآمد نور ظلمت نيست شد |
ظلم را ظلمت بود اصل و عَضُد |
|
مستفاد از روايتى است كه در ذيل شماره (١٠١) ياد شده است. [٢] [ص ١٠٤ احاديث مثنوى]
[عرش مىلرزد چو گريد يك يتيم]
٥٤٦-
|
«تا نلرزد عرش از ناله يتيم |
تا نگردد از ستم جانى سقيم |
|
مطابق است با مضمون اين خبر:
إذَا بَكَي اليَتيمُ اهتَزَّ العَرشُ لبُكَائه[١].
تفسير ابو الفتوح، (روض الجنان و روح الجنان) ج ٥، ص ٥٤٨ و در طبع كنگره ج ٢٠ ص ٣١٧ [ص ١٠٤ احاديث مثنوى]
______________________________ [١] اشاره است به اين حديث:
مَنْ كَانَ للَّه كَانَ اللَّهُ لَه (١).
بحار الانوار ج ٨٢ ص ٣١٩ و كشف الاسرار (انتشارات دانشگاه تهران) ص ٥٦٢ و ٣٧١ [ص ١٩ احاديث مثنوى] (١) كسى كه خود را وقف راه خدا كند خدا هم مدافع اوست.
[٢] ظاهراً مستفاد است از مضمون حديث ذيل:
عن جابر بن عبد الله يرفعه قَالَ: اتَقُوا الظُّلْمَ فَإنَّ الظُّلْمَ ظُلُمَاتٌ يَوْمَ الْقيَامَة وَ اتَّقُوا الشُّحَ فَإنَّ الشُّحَّ أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَمَلَهُمْ عَلَى أَنْ سَفَكُوا دمَاءَهُمْ وَ اسْتَحَلُّوا مَحَارمَهُمْ (١).
مجموعة ورام ج ١ ص ٥٦ باب الظلم و مسلم، ج ٨، ص ١٨ و جامع صغير، ج ١ ص ٨ و با تفاوت مختصر- احياء العلوم، ج ٣، ص ١٧٤ [ص ١٣ احاديث مثنوى] (١) از ظلم بپرهيزيد كه منشأ ظلمتهاى روز قيامت است و نيز از بخل اجتناب ورزيد كه گذشتگان شما را هلاك كرد و آنان را تا به آنجا رسانيد كه خون يكديگر را ريختند و محارم را بر خود حلال كردند.
[١] - هنگامى كه يتيم بگريد عرش خدا از اثر آن مىلرزد.