احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٦٣ - وحشت فرعون افزون از عصا
نگاه داشت در آبش نگاه دارد.
و نظير اين قصّه را در داستان ولادت ابراهيم نيز روايت كردهاند. براى نمونه رجوع كنيد به تفسير ابو الفتوح، ج ٢، ص ٢٩٧ و اين كه در ولادت موسى مولانا مىگويد:
|
بر فلك پيدا شد آن استارهاش |
كورى فرعون و مكر و چارهاش |
|
مبتنى بر اين عقيده است كه تصور مىكردهاند كه در موقع ولادت انبيا ستارهاى سرخ در آسمان طالع مىشود. رجوع كنيد به: دلائل النّبوة، ص ١٨ [ص ٩٣ به بعد قصص مثنوى]
[وحشت فرعون افزون از عصا]
٤١١-
|
«او همىشد اژدها اندر عَقب |
چون سگ صياد دانا و مُحبّ |
|
|
چون سگ صياد، جُنبان كرده دُم |
سنگ را مىكرد ريگ او زير سُم |
|
مأخوذ است از روايت ذيل:
فَهَرَبَ فرعَونُ وَ كَانَ اعرَجَ فَاخَذَت الحَيَّةُ ذَيلَ ثيَابه وَ رَمَتهُ خَلفَ السَّرير فَجَعَلَ يَقُولُ يَا مُوسَى بحَقِّ آسيَةَ اخلصنى من هَذه الحَيَّة فَلَمَّا سَمعَ مُوسَى بذكر آسيَةَ صَاحَ بالحَيَّة فَاقبَلَت الحَيَّةُ نَحوَهُ كَالكَلب الَّذي يَكُونُ لصَاحبه مُتَعَاقباً فَادخَلَ مُوسَى يَدَهُ فى فيهَا وَ قَبَضَ عَلَى لسَانها. فَاذَا هىَ عَصاً كَمَا كَانَت[١].
قصص الانبياء كسائى، ص ٢١٤- نيز رجوع كنيد به: تفسير طبرى، ج ٩، ص ٩ و ابو الفتوح، ج ٢، ص ٤٣٧ و ٤٣٨ و ٤٤١ و قصص الانبياء ثعلبى، ص ١٥٤.
[ص ٩٥ قصص مثنوى]
[١] - فرعون( از هيبت عصاى موسى كه مار شده بود) به حالت لنگ گريخت. مار گوشه لباسش را گرفت و او را به پشت تختش كشانيد. وى( از شدت اضطراب) به موسى پناه برد و گفت تو را به حق آسيه مرا از شر اين مار نجات ده! موسى به احترام نام آسيه مار را فرا خواند. مار همچون سگى كه به دنبال صاحبش مىافتد فورا به طرف موسى باز گشت. موسى دست خود را در دهان مار فرو كرد و زبانش را گرفت ناگهان مار به حالت اولش باز گشت.