احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٥٨ - در سفرها صحت است و منفعت
[ساكن متروكهها چون مردههاست]
٤٠٤-
|
«شادمانه سوى صحرا راندند |
سافرُوا كَى تَغنَمُوا برخواندند |
|
اشاره است به اين حديث:
[١]
سَافرُوا تَصحُّوا وَ تَغنَمُوا[١].
[٢] جامع صغير، ج ٢، ص ٢٩، كنوز الحقائق، ص ٧٠ [ص ٧٦ احاديث مثنوى]
[در سفرها صحّت است و منفعت]
٤٠٥-
|
«همچو مجنون كاو سگى را مىنواخت |
بوسهاش مىداد و پيشش مىگداخت |
|
مأخذ آن حكايتى است كه به طريق اشاره در تمهيدات عين القضاة، ص ٢٥ مىبينيم به شرح ذيل:
اگر مجنون را با سگ كوى ليلى محبتى باشد آن محبت از جهت عشق ليلى بود نه از سگ مجنون.
|
مجنون روزى سگى بديد اندر دشت |
بگرفت و ببوسيد و به گردش مىگشت |
|
|
گفتند تو را دوستى او ز كجاست |
گفتا روزى به كوى ليلى بگذشت |
|
و در كتابى تأليف حسن بن محمّد نجفى كه مشتمل بر پارهاى از مسائل تصوّف است و در تاريخ ٨٩٠ كتابت شده اين اشعار ملاحظه مىشود:
|
مجنون روزى سگى بديد اندر دشت |
نانش مىداد و گرد او بر مىگشت |
|
|
گفتم مجنون دوستى و سگ ز كجا |
گفتا كه شبى به كوى ليلى بگذشت |
|
|
رَأى المَجنُونُ فى البَيدَاء كَلباً |
فَمَدَّ لَهُ منَ الاحسَان ذَيلا |
|
|
فَلَامُوهُ عَلَى مَا كَان منهُ |
فَقَالَ رَأَيتُهُ فى بَاب لَيلى[٢]. |
|
و بيت ذيل در تفسير ابو الفتوح، ج ١، ص ٢٥٢ آمده كه مضمون اين حكايت را افاده مىكند:
|
احبُّ لحُبِّه السُّودَانَ حَتَّى |
احبُّ لحُبِّهَا سُودَ الكلَاب[٣]. |
|
______________________________ [١]
عَنْ أَبي عَبْد اللَّه ٧: سَافرُوا تَصحُّوا سَافرُوا تَغنَمُوا
وسائل الشيعة ج ١١ ص ٣٤٧ ح ١٤٩٨٣.
امام صادق ٧ مىفرمايد: مسافرت كنيد تا سلامتى يابيد مسافرت كنيد تا سود بريد.
[٢] دعوات راوندي ص ٧٦
[١] - مسافرت كنيد تا هم سلامتى يابيد و هم سود ببريد.
[٢] - مجنون سگى را در بيابان ديد و به احسان و نوازش وى پرداخت. وقتى سرزنشش كردند و به او گفتند چرا به اين سگ علاقه مىورزى؟ گفت چون او را در كوى ليلى ديدهام!
[٣] - من سياهان را دوست دارم چون او( محبوب) آنها را دوست دارد. من حتى سگهاى سياه را هم دوست دارم.( پسندم آنچه را جانان پسندد.)