احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٢٨١ - اين جهان رؤيا و خوابى بيش نيست
[بايزيد و قصّه تحريم آب]
٤٣٢-
|
«بايزيد از بهر اين كرد احتراز |
ديد در خود كاهلى اندر نماز |
|
|
از سبب انديشه كرد آن ذو لُباب |
ديد علت خوردن بسيار آب |
|
|
گفت تا سالى نخواهم خورد آب |
آن چنان كرد و خدايش داد تاب |
|
مأخذ آن روايت ذيل است:
بايزيد را گفتند كه از مجاهده خود ما را چيزى بگو. گفت اگر بزرگتر گويم طاقت نداريد. اما از كمترين بگويم. روزى نفس را كارى بفرمودم حرونى كرد يعنى فرمان نبرد.
يك سالش آب ندادم. گفتم يا نفس، تن در طاعت ده يا در تشنگى جان بده. تذكرة الاولياء ج ١، ص ١٥٦ [ص ١٠٤ قصص مثنوى]
[آدمى چون مُرد بيدارى رسد]
٤٣٣-
|
«اين جهان خواب است اندر ظن مَايست |
گر رود در خواب دستى باك نيست |
|
مناسب است با مضمون اين روايت: [١]
النَّاسُ نيَامٌ فَإذَا مَاتُوا انتَبَهُوا.[١]
در زهر الاداب، طبع مصر، ج ١، ص ٦٠ منسوب به حضرت رسول (صَلّى اللَّه عَلَيه وَ آله وَ سَلَّمَ) و در شرح تعرف، ج ٣، ص ٩٨ منسوب است به مولاى متقيان على- ٧-.
[ص ٨١ احاديث مثنوى]
[اين جهان رؤيا و خوابى بيش نيست]
٤٣٤-
|
«اين جهان را كه به صورت قائمست |
گفت پيغمبر كه حُلم نائمست |
|
______________________________ [١]
قَالَ النَّبيّ ٦ (قَالَ عَليٌّ ٧): النَّاسُ نيَامٌ فَإذَا مَاتُوا انتَبَهُوا.
مجموعه ورام ج ١ ص ١٥٠، خصائص الأئمة ص ١١٢، بحار الأنوار ج ٥٠ ص ١٣٤،
[١] - مردم در خوابند؛ چون بميرند بيدار مىشوند.