احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٦٨٩ - «آ»
٦- فهرست الفبايى ابيات مثنوى (مصراعهاى اوّل)
«آ»
(آب آتش را كشد زيرا كه او) (١٤١) (آب ديده پيش تو با قدر بود) (٤٦١) (آب روح شاه اگر شيرين بود) (٤٣٠) (آتشى افتاد در عهد عمر) (١٤٢) (آخرون السّابقون باش اى ظريف) (٢٦٤) (آخرين قرنها پيش از قرون) (٢٣٢) (آدما تو نيستى دور از نظر) (٣٤٨) (آدم اصطرلاب اوصاف علوست) (٥٧٥) (آدمى مخفى است در زير زبان) (١٨٠) (آفتاب آمد دليل آفتاب) (١٠) (آفتاب و مه چو دو گاو سياه) (١٩٠) (آفتابى رفت در كازهى هلال) (٥٤٢) (آفريدم تا ز من سودى كنند) (٢٢٣) (آلت اشكار خود جز سگ مدان) (١٢٣) (آمد از آفاق يار مهربان) (١٣٢) (آمد از حق سوى موسى اين عتيب) (٢١٢) (آن اياز از زيركى انگيخته) (٤٦٧) (آن امير از مكر بر عيسى تَنَد) (٥٩٤) (آن بز كوهى بر آن كوه بلند) (٢٦١) (آن بلال صدق در بانگ نماز) (٢٥٠) (آن به خاك اندر شد و كل خاك شد) (٩٥) (آن جهود و مؤمن و ترسا مگو) (٥٢٦) (آنچنان بگشايدت فرِّ شباب) (٤٤١) (آنچنان كاندر صباح روشنى) (٤٤١) (آنچنان كز نيست در هست آمدى) (٢٦٧) (آنچنان كه بر سرت مرغى بود) (٤٩٦) (آنچنان كه عاشقى بر رزق زار) (٤٧٨) (آنچنان كه عاشقى بر سرورى) (٢٧٩) (آنچنان كه گفت و پيغمبر ز نور) (٤٠٦) (آنچنان كه گفت جالينوس راد) (٣٢٦) (آنچنان كه يوسف از زندانىاى) (٥٧٩) (آنچه بر تو خواه آن باشد پسند) (٥٩٩) (آنچه گفتم از غلطهات اى عزيز) (٥٤٨) (آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين) (٥٥٠) (آن حكيمى گفت ديدم در تگى) (٢١١) (آن خليفه زادگان مقبلش) (٥٢٢) (آن خيالاتى كه دام اولياست) (٧) (آمد از آفاق يار مهربان) (١٣٢) (آن دقوقى داشت خوش ديباچهاى) (٢٨٨) (آن دليل قاطعى بُد بر فساد) (٥٦٩) (آن دم لولاك اين باشد كه كار) (٥٥٢) (آن دو گفتندش ز قسمت درگذر) (٥٦٣) (آن دهد حقشان كه لا عينٌ رأت) (٥٦٩) (آن دهل را مانى اى زفت چو عاد) (٢٣٣) (آن دهن كژ كرد و از تسخر بخواند) (٣٤) (آن رسول حق قلاووز سلوك) (٤٦١)