احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٢٦ - كافران دنياى دون را عاشقاند
على بن الحسن زر مىخواهى كه از براى تو بريزم، او از سخن من مىترسيد و فريادى مىزد. آن گاه من فرود آمده گردن او را مىشكستم. اكنون كه تو بدين مكان آمدى و من تو را به نام تو و پدر تو آواز دادم تو هراس نكردى و گفتى زر در كجاست. من دانستم كه خداوند زر تو هستى پس زرها فرو ريختم.
[ص ١٢٢ قصص مثنوى]
[دين همان اخلاص ورزيدن بُوَد]
٥١٣-
|
«گفت الدّين النصيحه، آن رسول |
آن نصيحت در لغت ضدّ غُلول |
|
مقصود حديث ذيل است:
الدِّينُ النَّصيحَةُ للَّه وَ لرَسُوله وَ لكتَابه وَ لأَئمَّة المُسلمينَ وَ عَامَّتهم[١].
روضة الواعظين ج ٢ ص ٤٢٤، بخارى، ج ١، ص ١٣، مسلم، ج ١، ص ٥٣، ربيع الابرار، باب النصيحة و الموعظة، دعائم الإسلام ج ٢ ص ٤٧ و جامع صغير، ج ١، ص ٧٨ با تفاوت مختصر و با حذف ذيل و روايت ج ٢، ص ١٧.
رَأسَ الدِّين النَّصيحةُ للَّه وَ لدينه وَ لرَسُوله وَ لكتَابه وَ لأَئمَّة المُسلمينَ وَ للمُسلمينَ عَامَّةً[٢]:
جامع صغير، ج ٢، ص ١٩ [ص ٩٨ احاديث مثنوى]
[كافران دنياى دون را عاشقاند]
٥١٤-
|
«آنچنان كه گفت جالينوس راد |
از هواى اين جهان و از مراد |
|
مأخذ ان سخن شمس تبريزى است:
جالينوس همين عالم را مُقرّ است. از آن عالم خبر ندارد كه مىگويد كه اگر نميرم و در شكم استر كنند از راه فرج استر، اين جهان را نظاره مىكنم خوشترم آيد از آن كه بميرم.
[١] - دين عبارت است از اخلاص ورزيدن به: خدا، رسول، كتاب خدا، امامان و امت اسلام.
[٢] - اصل دين اخلاص ورزيدن به خدا، دين خدا، رسول خدا، كتاب خدا، امامان و تمام امت اسلام است.