احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٩٥ - شيطنت را عقل دانستن خطاست
[ملّت اسلام هفتاد و دو شد]
٨٥٧-
|
«تا كه اين هفتاد و دو ملّت مدام |
در جهان ماند الَى يَوم القيام |
|
|
تا قيامت ماند اين هفتاد و دو |
كم نيايد مبتدع را گفت و گو |
|
بر روايت مذكور در ذيل شماره (٥٤٩) مبتنى است.
[ص ١٧٧ احاديث مثنوى]
[شيطنت را عقل دانستن خطاست]
٨٥٨-
|
«غير اين عقل تو حق را عقلهاست |
كه بدان تدبير اسباب سماست |
|
|
كه بدين عقل آورى ارزاق را |
زان دگر مَفرَش كنى اطباق را |
|
مناسبت دارد با مضمون اين خبر:
أَحمَدُ بنُ إدريسَ عَن مُحَمَّد بن عَبد الجَبَّار عَن بَعض اصحَابنَا رَفَعَهُ إلى أَبي عَبد اللَّه (عَلَيه السَّلامُ) قَالَ قُلتُ لَهُ مَا العَقلُ قَالَ مَا عُبدَ به الرَّحمنُ وَ اكتُسبَ به الجنَانُ قَالَ قُلتُ فَالَّذى كَانَ فى مُعَاويَةَ فَقَالَ تلكَ النُّكرَاءُ تلكَ الشَّيطَنَةُ وَ هىَ شَبيهَةٌ بالعَقل وَ لَيسَت بالعَقل
[١]. اصول كافى، طبع ايران، ص ٦، سفينة البحار، ج ٢، ص ٢١٤ [ص ١٧٨ احاديث مثنوى]
[١] - احمد بن ادريس از محمد بن عبد الجبار و او از يكى از اصحاب نقل كرده است كه از امام جعفر صادق( ع) پرسيدم عقل چيست؟ فرمود عقل همان است كه ما را به عبادت خداوند و دست يافتن به بهشت دعوت مىكند. پرسيدم پس آنچه معاويه داشت( و او را در حكومت به پيش مىبرد) چه بود؟ فرمود زيركى و شيطنت بود كه شباهت به عقل داشت ولى عقل نبود.