احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٨٥ - عبد عبد عارفان را قصههاست
[ «دوست همچون زر، بلا چون آتش است»]
٢٩٩-
|
«دوست همچون زر بلا چون آتش است |
زرِّ خالص در دل آتش خوش است |
|
مستفاد است از حديث ذيل: [١]
انَّ اللَّهَ تَعَالىَ يُجَرِّبُ عَبْدَهُ بالْبَلَاء كَمَا يُجَرِّبُ احَدُكُمْ ذَهَبَهُ بالنَّار فَمنْهُمْ مَنْ يَخْرُجُ كَالذَّهب الابْريز لَا يَرْبَدُّ وَ منْهُمْ دُونَ ذلكَ وَ منْهُمْ مَنْ يَخْرُجُ اسْوَدُ مُحْتَرقاً[١].
احياء العلوم، ج ٤، ص ٢٠٥، اتحاف السادة المتقين، ج ٩، ص ٥٢٣ با ذكر اسناد و وجوه روايت.
و در حاشيه عبد اللطيف بدين صورت ذكر شده است:
الْبَلَاءُ للْولاء كَمَا اللَّهَبُ للذَّهَب[٢].
[ص ٥٤ احاديث مثنوى]
[عبد عبد عارفان را قصّههاست]
٣٠٠-
|
«گفت شاهى شيخ را اندر سخن |
چيزى از بخشش ز من درخواست كن |
|
مأخذ آن قصهاى است كه شهرستانى در ملل و نحل، طبع مصر، حاشيه ملل و نحل ابن حزم، ج ٣، ص ٧١ از ديو جانس نقل كرده و در اخبار الحكماء قفطى، طبع مصر، ص ١٣٥ به سقراط نسبت داده شده و هجويرى در كشف المحجوب ص ٢٣ بدين گونه آورده است:
درويشى را با ملكى ملاقات افتاد. ملك گفت حاجتى بخواه. گفت من از بنده بندگان خود حاجت نخواهم. گفت اين چگونه باشد؟ گفت مرا دو بندهاند كه هر دو خداوندان تواند: يكى حرص و ديگر طول امل.
و ابو سعد آبى در كتاب نثر الدّر اين حكايت را بدين صورت روايت مىكند:
______________________________ [١]
عَنْ أَبي عَبْد اللَّه ٧ قَالَ: إنَّ أَشَدَّ النَّاس بَلَاءً الْأَنْبيَاءُ، ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ.
كافى ج ٢ ص ٢٥٢ ح ١.
امام صادق ٧ مىفرمايد: در بين مردم، شديدترين بلاها براى پيامبران است پس از آنان كسانى كه در رديف بعد قرار دارند سپس رديفهاى بعد.
عَنْ أَبي عَبْد اللَّه ٧ قَالَ: إنَّ للَّه عَزَّ وَ جَلَّ عبَاداً في الْأَرْض منْ خَالص عبَاده مَا يُنْزلُ منَ السَّمَاء تُحْفَةً إلَى الْأَرْض إلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إلَى غَيْرهمْ وَ لَا بَليَّةً إلَّا صَرَفَهَا إلَيْهمْ.
كافى ج ٢ ص ٢٥٣ ح ٥ امام صادق ٧ مىفرمايد: خداوند عزيز و متعال در ميان بندگانش در زمين افراد خالصى دارد كه هيچ تحفه گرانبهايى را نفرستد جز آنكه از دسترس آنان دور گرداند و به ديگران برساند. و هيچ بلايى را نفرستد جز آنكه متوجه آنان سازد.
عَنْ أَبي عَبْد اللَّه ٧ أَنَّهُ قَالَ وَ عنْدَهُ سَديرٌ إنَّ اللَّهَ إذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بالْبَلَاء غَتّاً وَ إنَّا وَ إيَّاكُمْ يَا سَديرُ لَنُصْبحُ به وَ نُمْسي.
كافى ج ٢ ص ٢٥٣ ح ٦ امام صادق ٧ هنگامى كه يكى از يارانش به نام سدير نزدش بود فرمود: براستى وقتى خدا بندهاى را دوست بدارد خوب در بلا فرو مىبردش. و ما و شما اى سدير هر صبح و شام در آن بسر مىبريم.
[١] - خداوند متعال بندهاش را با بلا مىآزمايد همان طورى كه شما طلا را با حرارت دادن مىآزماييد. بين شما كسانى هستند كه از بوته آزمايش همچون طلاى خالص بيرون مىآيند. گروه ديگر در درجه پايينتر هستند و عده ديگرى همچنان تيره و سياه در حال سوختند.
[٢] - دوست خدا شدن بلا كشيدن دارد. همان طورى كه طلا ناگزير از حرارت ديدن است.