احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ١٩٥ - ساده لوحان و دعاهاشان شنو
[١]
الْحكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمن فَحَيْثُ وَجَدَهَا فَهُوَ احَقُّ بها[١].
كه در جامع صغير، ج ٢، ص ٩٧ و با حذف ذيل روايت در كنوز الحقائق، ص ٥٨ جزء احاديث نبوى و در نهج البلاغه [٢] بدين صورت آمده است:
الْحكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمن فَخُذ الْحكْمَةَ وَ لَوْ منْ اهْل النِّفَاق[٢].
[٣] شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٢٧٨ [ص ٥٦ احاديث مثنوى] به امير مؤمنان على- ٧- منسوب است.
[ «عاقبت جوينده يابنده بُوَد»]
٣١٠-
|
«چون طلب كردى به جدّ آمد نظر |
جدّ خطا نكْند چنين آمد خبر |
|
مستند آن در ذيل شماره (١١٢) ملاحظه كنيد. [٤] [ص ٥٧ احاديث مثنوى]
[ساده لوحان و دعاهاشان شنو]
٣١١-
|
«ديد موسى يك شبانى را به راه |
كاو همىگفت اى خدا و اى اله |
|
ظاهراً مأخذ آن حكايتى است كه در عقد الفريد، طبع مصر، مطبعه جماليه، ج ٤، صفحه ٢٠٥ نقل شده است:
قَالَ الْاصْمَعيُّ كَانَ الشَّعْبىُّ يُحَدِّثُ انَّهُ كَانَ فى بَنى اسْرَائيلَ عَابدٌ جَاهلٌ قَدْ تَرَهَّبَ فى صَوْمعَته وَ لَهُ حمَارٌ يَرْعَى حَوْلَ الصَّوْمعَة فَاطَّلَعَ عَلَيْه منَ الصَّوْمعَة فَرَآهُ يَرْعَى فَرَفَعَ يَدَهُ الَى السَّمَاءَ فَقَالَ يَا رَبِّ لَوْ كَانَ لَكَ حمَارٌ كُنْتُ ارْعَاهُ مَعَ حمَاري وَ مَا كَانَ يَشُقُّ عَلىَّ فَهمَّ نَبىُّ كَانَ فيهمْ فى ذَلكَ الزَّمَان فَاوْحَى اللَّهُ الَيْه دَعْهُ فَانَّمَا اثيبَ كُلُّ انْسَانٍ عَلَى قَدْر عَقْله[٣].
و اين حكايت با طرز ديگر در شرح نهج البلاغة، ج ١٨، صفحه ١٨٧ بدين گونه نقل شده است:
______________________________ [١] اشاره است به حديث:
الْحكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمن فَحَيْثُمَا وَجَدَ أَحَدُكُمْ ضَالَّتَهُ فَلْيَأْخُذْهَا
كافى ج ٨ ص ١٦٧.
حكمت، گم شده مؤمن است پس هر وقت هر يك از شما گم شده خود را يافت آن را بستاند.
[٢] ص ٤٨١ ح ٨٠
[٣] نهج البلاغه ص ٤٨١ و شرح نهج البلاغه، ج ١٨، ص ٢٢٩ و خصائص الأئمة ص ٩٤
[٤] «جوينده يابنده بود» مَثَل است و اصل آن به تازى چنين است: مَنْ طَلَبَ وَجَدَ (١).
نهجالبلاغة ص ٥٤٤ قصار ٣٨٦-
قَالَ عَليٌّ ٧ مَنْ طَلَبَ شَيْئاً نَالَهُ أَوْ بَعْضَهُ
هر كه چيزى طلب كند به همه آن يا به قسمتى از آن مىرسد.
عيون الاخبار، طبع مصر، ج ٤، ص ١٣٧ مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَجَدَ. مجمع الامثال مىدانى، طبع ايران، ص ٦٤٠. مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَجَدَهُ وَ انْ لَمْ يَجدْهُ يُوشَكْ انْ يَقَعَ قَريباً منْهُ. كتاب المعمرين لابى حاتم السجستانى ص ٤٩. مَنْ طَلَبَ الشَّىءَ وَ جَدَّ وَجَدَ (٢). مجموعه امثال، نسخه خطى متعلق به جناب آقاى همايى. بعضى آن را به ابو القاسم جنيد بغدادى نسبت دادند.
كشف المحجوب هجويرى، طبع لنينگراد، ص ٥٤٠. نيز امثال و حكم دهخدا، ذيل: جوينده يابنده است كه به عنوان حديث نبوى و بدون ذكر مأخذ نقل شده است. اين مثل را در مثنوى مكرر خواهيم ديد. [ص ٥٢٢ شرح مثنوى] (١) كسى كه بجويد، مىيابد. (نيز ر ك: رديف ١٠٨٤) (٢) (معنى جملههاى مشابه): كسى كه چيزى را بجويد آن را مىيابد.
كسى كه چيزى را بجويد آن را مىيابد و اگر نيافت، اميد دست يابى به آن در او زياد مىشود. كسى كه چيزى را بجويد و تلاش كند آن را مىيابد.
[١] - حكمت، گم شده مؤمن است و اولويّت براى تملك آن- هر جا كه پيدا شود- با اوست.
[٢] - حكمت گم شده مؤمن است. آن را هر چند نزد منافقان باشد به دست آورد.
[٣] - اصمعى از قول شعبى نقل كرده است كه پارساى جاهلى از قوم بنى اسراييل در صومعهاش به عبادت مشغول بود. وى الاغى داشت كه در اطراف صومعه چرا مىكرد. روزى از صومعه بيرون آمد. ديد الاغش به چرا مشغول است.
( فكرى كرد) آن گاه دست به سوى آسمان برداشت و گفت خدايا اگر تو هم صاحب الاغ باشى من حاضرم آن را همراه الاغ خودم به چرا ببرم و هيچ گونه زحمتى براى من نخواهد داشت! پيامبر وقت، وى را به خاطر چنان سخنانى( سرزنش و در نتيجه) اندوهگين كرد. خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه او را به حال خود بگذار. زيرا هر كس به ميزان عقلى كه دارد پاداش مىبيند.