احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٤ - دهان كژ كردن
[ص ٦ احاديث مثنوى]
[رابطه جزءها و كل]
٥٧-
|
«جزءها را رويها سوى كُل است |
بلبلان را عشق بازى با گل است |
|
... بر اين اصل مبتنى است جمله معروف: الْجُزْءُ يَميلُ الَى الْكُلِ[١]. مولانا اين قاعده را براى تأييد جذب جنسيّت آورده است. مصراع دوم تعبيرى شاعرانه است.
[ص ٣٠٧ شرح مثنوى]
[دهان كژ كردن]
٥٨-
|
«آن، دهن كژ كرد و از تَسخَر بخواند |
نام احمد را، دهانش كژ بماند |
|
ظاهراً مأخوذ است از اين روايت:
وَ حَكَى الْحَكَمُ بْنُ الْعَاص بْن وَائل مَشْيَتَهُ عَلَيْه السَّلَامُ مُسْتَهْزئاً فَقَالَ ٦ كَذَلكَ فَكُنْ.
فَلَمْ يَزَلْ يَرْتَعشُ حَتَّى مَاتَ[٢].
احياء العلوم، ج ٢، ص ٢٥٧ [ص ١٠ قصص مثنوى] ... بلاذرى اين قصه را مفصّلتر آورده است بدين گونه: إنَّ الْحَكَمَ بْنَ أَبي الْعَاص بْن أُمَيَّةَ عَمَّ عُثْمَان بْن عَفَّان بْن أَبي الْعَاص بْن أُمَيّةَ كَانَ جَاراً لرَسُول اللَّه ٦ في الْجَاهليَّة وَ كَانَ أَشَدَّ جيرَانه أَذىً لَهُ في الْإسْلَام وَ كَانَ مَغْمُوصاً عَلَيْه في دينه فَكَانَ يَمُرُّ خَلْفَ رَسُول اللَّه فَيَغْمزُ به وَ يَحْكيه وَ يَخْلجُ بأَنْفه وَ فَمه وَ إذَا صَلّى قَامَ خَلْفَهُ فَأَشَارَ بأَصَابعه فَبَقيَ عَلَى تَخْليجه وَ أَصَابَتْهُ خَبْلَةٌ[٣]. انساب الاشراف، طبع قدس، ج ٥ ب ٢٧ [ص ٣١٥ شرح مثنوى]
[١] - جزء به سوى كّل تمايل دارد.
[٢] - حكم بن عاص بن وائل نقل كرده است كه من بارها به دنبال رسول خدا( ٦) راه مىرفتم و با شكلك در آوردن به تمسخر آن حضرت مىپرداختم. سرانجام يك روز مرا مخاطب قرار داد و فرمود: همان گونه كه استهزا مىكنى بمان! وى از آن پس تا آخر عمر به رعشه دست مبتلا گرديد.
[٣] - حكم بن ابى العاص بن اميه عموى عثمان بن عفان در دوران جاهليت، همسايه پيامبر٦ بود. با ظهور اسلام وى بيش از ديگران به آزار و اذيت آن حضرت پرداخت و به همين جهت مورد طعنه و سرزنش قرار گرفت. وى پشت سر رسول خدا٦ راه مىرفت و به قصد مسخره كردن، با چشم و بينى و دهانش شكلك و ادا در مىآورد. وقتى به نماز مىايستاد از پشت سر با حركت دادن انگشتان خود به تمسخر آن حضرت( ٦) ادامه مىداد.( وى سرانجام به سزاى عملش رسيد و) تا آخر عمر دچار رعشه دست گرديد.