احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٠٨ - اين جهان باشد هو وى آن جهان
[دل چو نور حق بيابد رسته است]
٦٨٤-
|
«گفت رو من يافتم دار السُّرور |
وا رهيدم از چَه از دارُ الغرور |
|
تعبير: دار الغرور- مستفاد است از حديثى كه در ذيل شماره (٦٧٩) گذشت.
[ص ١٣٦ احاديث مثنوى]
[گفت پيغمبر كه دنيا ساحر است]
٦٨٥-
|
«زان نبى دنيات را سحّاره خواند |
كاو به افسون خلق را در چَه نشاند |
|
مقصود حديث ذيل است:
إحْذَرُوا الدُّنيَا فَإنَّهَا أَسْحَرُ منْ هَارُوتَ وَ مَارُوتَ[١].
احياء العلوم، ج ٣، ص ١٤٠، جامع صغير، ج ١، ص ١١ و با تفاوت مختصر در همان كتاب- ص ٨
وَ كَانَ مَالكُ بْنُ دينار يَقُولُ اتَّقُوا السَّحَّارَةَ فَانَّهَا تَسْحَرُ قُلُوبَ الْعُلَمَاء (يَعنى الدُّنْيَا)[٢].
احياء العلوم، ج ٣، ص ١٤٣، شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٤٠٩ [ص ١٣٦ احاديث مثنوى]
[ «رحمت او سابق است از قهر او»]
٦٨٦-
|
«رحمت او سابق است از قهر او |
سابقى خواهى برو سابق بجو |
|
اشاره به حديثى است كه در ذيل شماره (١٩٣) نقل شده است.
[ص ١٣٧ احاديث مثنوى]
[اين جهان باشد هو وى آن جهان]
٦٨٧-
|
«نى بگفته است آن سراج امّتان |
اين جهان و آن جهان را ضرّتان |
|
[١] - از دنيا برحذر باشيد. زيرا بيش از هاروت و ماروت( در شما انسانها) نفوذ جادويى دارد.( اين دو فرشته به زمين فرود آمده بودند و سحر تعليم مىدادند.)
[٢] - مالك بن دينار مىگفت: از اين جادوگر( يعنى دنيا) بپرهيزيد. براى اين كه حتى علما را دل داده و شيفته خود مىكند.( چه رسد به افراد عادى.)