احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٤٥٥ - گر زليخا بست در، حق باز كرد
مناسب است با مضمون حديث ذيل:
مَثَلُ الْمُؤْمن وَ مَثَلُ الأَجَل مَثَلُ رَجُلٍ لَهُ ثَلَاثَةُ أَخلَّاءٍ قَالَ لَهُ مَالُهُ انَا مَالُكَ خُذْ منِّي مَا شئْتَ وَدَعْ مَا شئْتَ وَ قَالَ الآخَرُ انَا مَعَكَ أَحْملُكَ وَ أَضَعُكَ قَالَ هذَا عَشيرَتُهُ وَ قَالَ الثَّالثُ انَا مَعَكَ أَدْخُلُ مَعَكَ وَ أَخْرُجُ مَعَكَ متَّ أَوْ حَييتَ قَالَ هَذَا عَمَلُهُ[١].
مستدرك حاكم، ج ١، ص ٧٤- ٧٥ و نيز رجوع كنيد به: مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى (انتشارات دانشگاه تهران) ص ١٦٤- ١٦٥.
[ص ١٥٩ احاديث مثنوى]
[هست احسان تو جهد در معاش]
٧٧٢-
|
«هست پيدا آن به پيش چشم دل |
جهد كن سوى دل آ جُهد المُقلّ |
|
تعبير: جُهْدُ الْمُقلّ- كه در مثنوى مكرر آمده مأخوذ است از اين حديث:
أَفْضَلُ الصَّدَقَة جُهْدُ الْمُقلِّ وَ ابْدَأْ بمَنْ تَقُولُ[٢].
جامع صغير، ج ١، ص ٤٩، نهايه ابن اثير، ج ١، ص ١٩٠، كنوز الحقائق ص ١٦ [ص ١٦٠ احاديث مثنوى]
[گر زليخا بست در، حق باز كرد]
٧٧٣-
|
«گر زليخا بست درها هر طرف |
يافت يوسف هم ز جُنبش منصَرَف |
|
[١] - مَثَل مؤمن و مرگ او مَثَل كسى است كه سه دوست داشته باشد. يك دوست ثروت اوست كه به او مىگويد هر چه از من مىخواهى بگير و آنچه نمىخواهى بگذار. دوست ديگرش همسر اوست كه به او مىگويد از تو باردار شدهام و براى تو وضع حمل كردهام. و دوست سوم عمل اوست كه مىگويد من همه جا با تو هستم. با تو داخل مىشوم و با تو خارج مىشوم، چه زنده باشى و چه از دنيا بروى.( نيز مراجعه شود به رديف ٧٦٨)
[٢] - بهترين احسان كسى كه فقير است تلاش معاش اوست. تو نيز براى تأمين مخارج عائله خويش تلاشت را آغاز كن.