احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٥٦١ - چشمانى پر آب
بر خبر مذكور در ذيل شماره (٤٩٧) مبتنى است.
[ص ٢٠٥ احاديث مثنوى]
[آمرزش در سحرگاهان]
٩٨٤-
|
«تا سحر جمله شب آن شاه عُلى |
خود همىگويد الَستى و بَلى |
|
ظاهراً ناظر است به خبر ذيل:
إنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُمْهلُ حَتّى إذَا كَانَ ثُلْثُ اللَّيْل الآْخر نَزَلَ الَى سَمَاء الدُّنْيَا فَنَادَى هَلْ منْ مُسْتَغْفرٍ هَلْ منْ تَائبٍ هَلْ منْ سَائلٍ هَل منْ دَاعٍ حَتَّى يَنْفَجرَ الْفَجْرُ[١].
جامع صغير، ج ١، ص ٧٧ و با اختلاف در تعبير احياء العلوم، ج ١، ص ٢١٥ [ص ٢٠٥ احاديث مثنوى]
[چشمانى پر آب]
٩٨٥-
|
«ور نمانم آب آبم ده ز عَين |
همچو عَيْنَيْن نبى هَطّالَتيَنْ |
|
اشاره به حديث ذيل است:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنى عَيْنَيْن هَطَّالَتَيْن تَشْفيَان الْقَلْبَ بذُرُوف الدَّمْع منْ خَشْيَتكَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ الدُّمُوعُ دَمَاً وَ الاضْرَاسُ جَمْرَاً[٢].
حلية الاولياء، ج ٢، ص ١٩٦، احياء العلوم، ج ٤، ص ١١٨، جامع صغير، ج ١، ص ٥٩، نهايه ابن اثير، ج ٤، ص ٢٥٠، اتحاف السادة المتقين، ج ٧، ص ٢١٤ با تحقيق در سند و طرق روايت.
[ص ٢٠٥ احاديث مثنوى]
[١] - خداوند متعال تا ثلث آخر هر شب( عبادت بندگان را) انتظار مىكشد. آن گاه با نزول در آسمان دنيا و تا طلوع فجر( خطاب به بندگان) چنين مىفرمايد: آيا در بين شما كسى هست كه از من آمرزش بطلبد؟ به سوى من توبه كند؟ از من چيزى بخواهد؟ و به دعا و نيايش پردازد؟
[٢] - خدايا قبل از آن كه اشكهايم خون شود و دندانهايم چون ريگ فرو ريزد چشمانى از خوف به خودت اشكبار عطايم كن تا به كمك آن سوزش دلم فرو نشيند.