احاديث و قصص مثنوى - فروزانفر، بديع الزمان - الصفحة ٣٠٦ - قصه خواجه شنو با آن غلام
ثُمَّ امَرَهُمُ اللَّهُ ان يَدخُلُوا اريحَاءَ مُتَواضعينَ مُستَغفرينَ خَافضينَ رُءُوسَهُم وَ ذَلكَ قَولُهُ تَعَالَى وَ اذ قُلنَا ادخُلُوا هَذه القَريَةَ فَكُلُوا منهَا حَيثُ شئتُم رَغَداً وَ ادخُلُوا البَابَ سُجّداً و قُولُوا حطَّةٌ وَ كَانَ لَهُم سَبعَةُ ابوَابٍ سُجَّداً اى مُنحَنينَ مُتَواضعينَ وَ قُولُوا حطَّةٌ اى حُطَّ عَنَّا خَطَايَانَا[١].
نيز رجوع كنيد به: تفسير ابو الفتوح، ج ١، ص ١٢٨ و در چاپ كنگره ج ١ ص ٣٠٢.
[ص ١١٦ قصص مثنوى]
[بىطهارت كى نمازت شد نماز]
٤٧٧-
|
«رُوى ناشُسته نبيند رُوى حور |
لا صَلاةَ گفت الّا بالطَّهُور |
|
اشاره به روايت ذيل است:
[١]
لَا صَلَاةَ لمَن لَا طَهُورَ لَهُ[٢].
كنوز الحقائق، ص ١٥٨ و خبر ذيل نيز همين معنى را افاده مىكند:
لَا صَلَاةَ لمَن لَا وُضُوءَ لَهُ[٣].
[٢] جامع صغير، ج ٢، ص ٢٠٢ [ص ٩٠ احاديث مثنوى]
[قصّه خواجه شنو با آن غلام]
٤٧٨-
|
«اندر اين معنى بگويم قصهاى |
گوش بگشا تا برى زان حصّهاى |
|
______________________________ [١]
لَا صَلَاةَ إلّا بطَهُورٍ (١).
تهذيب الأحكام ج ١ ص ٤٩ و عوالى اللآلى ج ٣ ص ٨.
(١) نماز جز با طهارت صحيح نيست.
[٢] تحف العقول ص ١٧٩ و بحار الأنوار ج ٣٣ ص ٥٨٥
[١] - سپس خداوند( بنى اسرائيل را) فرمان داد تا با حالت تواضع، استغفار و سر افكندگى به اريحاء( دهى در بيت المقدس) وارد شوند. اين، اشاره به سخن خداى تعالى است كه فرمود:« و به ياد آر هنگامى كه گفتيم به اين قريه وارد شويد و هر چه خواستيد از نعمتهاى فراوان آن بخوريد و با حالت سجده و تواضع از اين در داخل شويد[ منظور در قُبّه است] و بگوييد بار گناه را از دوشمان بردار.» در آنجا هفت در بود. منظور از سُجَّداً اين بود كه در حال خم شدن و اظهار تواضع داخل شوند و منظور از حطَّةٌ يعنى خدايا خطاهاى ما را از دوش ما بردار و ما را ببخش.
[٢] - نماز كسى كه طهارت ندارد پذيرفته نيست.
[٣] - نماز كسى كه وضوء ندارد پذيرفته نيست.